ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - جابلقا و جابرسا
درباره جابلقا و جابرسا (و گفته شده جابرسا و جابلصا) دو شهرند، يكى در شرق و ديگرى در غرب. اهل آن بر اهل هر دينى وارد شوند، آنها را دعوت به پيروى از خداوند عزّوجلّ و اسلام و اعتراف به رسالت حضرت محمّد (ص) و توحيد و ولايت اهلبيت (ع) مىنمايند.
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.
اين دو شهر، شهرهايى هستند كه ابن حمدان الخصيبى در «هداية الكبرى» به نقل از اباعبدالله الحسين (ع) به آن اشاره نموده است. اميرالمؤمنين (ع) در يكى از خطبههايش فرموده است: «من به جابلقا و جابرسا مىآيم و آسياب جنگ را مستقر مىسازم و جهان را با آن، همچون دانههاى گندم در آسياب، آرد مىكنم.»
خداوند بلند مرتبه فرموده است: «حَتَّىإِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً؛[١] تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمهاى گلآلود و سياه غروب مىكند و نزديك آن طايفهاى را يافت. فرموديم: اى ذوالقرنين! [اختيار با توست] يا عذاب مىكنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش مىگيرى.»
يعنى او (ذوالقرنين) زمانى كه به محلّ غروب خورشيد رسيد، متوجّه شد كه آن به يك چشمه گرم و داغ داراى لاى و لجن غروب مىكند و آن گل سياه است و «قرى حاميه»؛ يعنى منطقه داغ و احتمال دارد كه جامع دو وصف باشد، گفته شده كه شايد او به ساحل اقيانوس رسيده و خورشيد را آنگونه ديده است؛ زيرا در ديدرس چشم او تنها آب ديده مىشده و ديگرهيچ و به همين دليل گفته آن را ديد كه غروب مىكند و نگفت غروب مىكرد. از اميرالمؤمنين على (ع) نقل شده كه ايشان فرمود: زمانى كه همراه با خورشيد، به چشمه داغ رسيد، متوجّه شد كه خورشيد در آن غروب مىكند و هفتادهزار فرشته با آن است كه با زنجيرهاى آهنين و گيرهها و قلّابها آن را از ژرفاى دريا در سمت راست زمين مىكشند، همانگونه كه خورشيد بر روى آب حركت مىكند و در آن هنگام، در كنار آن چشمه، گروهى از مردم كافر بودند، گفتيم: «اى ذوالقرنين! يا آنها را عذاب كن (يعنى آنها را به خاطر كفرشان به قتل برسان) يا به آنان نيكى كن (آنها را راهنمايى كن و شريعت را به آنان آموزش بده).»
از پيامبر (ص) نقل شد كه فرمود: «خورشيد در حوالى شهرى كه به آن جابلقا گويند، طلوع مىكند. جابلقا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاى هزار نگهبان مستقر است و آنان، همان كسانى هستند كه خداوند در قرآن كريم از آنان نام برده و فرموده است: «تَطْلُعُعَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً؛[٢] [و خورشيد] بر قومى طلوع مىكرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم.» و خورشيد در حوالى شهرى كه به آن جابرصا گويند، غروب مىكند. جابرصا هزار دروازه دارد و بر هر دروازهاى هزاران نگهبان است.»
از ابومحمّد حسن بن على بن حسين (ع) نقل شده كه فرمود: خداوند دو شهر آفريده، يكى در مشرق و ديگرى در مغرب. نام اين دو شهر، جابلقا و جابلصا؛ (جابرصا) است. خداوند پيامبرى جز جدّ ما رسولالله براى هدايت آنان نفرستاده است. اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «خداوند پشت مغرب شهرى دارد كه به آن جابلقا گويند. در جابلقا هفتاد هزار امّت وجود دارد. آنان حتّى به اندازه يك چشم بر هم زدن از فرمان خداوند سرپيچى نكردهاند. كردار و سخن آنان تنها نفرين بر دو نفر اوّلى است و بيزارى جستن از آن دو و اظهار ولايت اهل بيت (ع) است.»
امام صادق (ع) فرمودند: «پشت اين زمين شما، زمينى سفيد است كه نورش از آن خود است. در آن آفريدههايى است كه خداوند را به درستى پرستش مىكنند و هيچگاه به او شرك نمىورزند و از دشمنان خداوند بيزارى مىجويند ....»
همچنين از ايشان نقل شده كه فرمودند:
خداوند پشت دريا شهرى دارد كه وسعت آن به اندازه چهل روز راه است، در آن گروهى هستند كه هيچگاه نافرمانى خداوند نكردهاند و ابليس را نمىشناسند و از آفريده شدن ابليس نيز خبرى ندارند. ما هميشه آنان را مىبينيم و آنان نيازها و پرسشهاى خود را با ما در ميان مىگذارند و از ما مىخواهند به آنها دعاها را آموزش دهيم و ما به آنان آموزش مىدهيم و آنان در مورد قائم ما و ظهور او سئوال مىكنند و پرستش و تلاش آنان بسيار زياد است و شهر آنان درهايى دارد كه ميان دو لنگه در، صد فرسخ است. آنان تقديس و تلاش بسيار زيادى دارند. اگر آنان را مشاهده كنيد، قطعاً اعمال (نيك) خود را بسيار ناچيز مىشماريد. آنان نماز به جاى مىآورند و يك ماه سر از سجده برنمىدارند، غذاى آنان تسبيح است و لباسشان برگهاى (درختان)، چهرههايشان از نورانيّت مىدرخشد و هنگامى كه يكى از ما را ببينند، خاك پاى ما را توتياى چشم خود كنند و به دور او گرد مىآيند و ازخاك پا (آثار او) تبرّك برمىدارند. هنگام نماز، آنان صداهايى دارند، صداهايى بلندتر از صداى طوفان. در ميان آنان گروهى هستند كه از زمانى كه انتظار آمدن قائم ما را مىكشند، سلاح بر زمين نگذاشتهاند. دعا مىكنند كه خداوند ايشان را به آنان نشان دهد. آنان هزار سال عمر