ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - مقدّمه
مقدّمه
انديشه مهدويت، محلّ طرح مباحث بسيار گستردهايست و موضوعات متعدّدى از معارف اسلامى را به خود اختصاص داده است؛ به گونهاى كه راويان عظيمالشّان جهان تشيع، كتابهاى ارزشمند متعدّدى را در اين زمينه تأليف نموده و جامعه شيعه عصر غيبت را با اين معارف ناب مأنوس ساختهاند.
در روايات آمده است كه روزى زراره، يكى از اصحاب خاصّ حضرت امام صادق (ع) به آن حضرت عرض كرد: ما چهل سال است كه درباره حج از شما سؤال مىكنيم؛ ولى هنوز احكام حج تمام نشده است! حضرت در پاسخ شگفتزدگى زراره فرمودند: «خانهاى كه قبل از خلقت آدم، محلّ تجمّع ملائكه بوده است، پيداست كه احكامش به اين زودى تمام شدنى نيست!»
با اين اوصاف، اگر احكام حج تا اين اندازه گستردگى موضوعى براى بيان مطالب و احكام داشته باشد؛ مسلّماً بحث درباره وجود مقدّس حضرت ولىعصر (ع) از وسعت بيشترى برخوردار خواهد بود.
حضرت، كلمه تامّه خداوند متعال است؛ ايشان كلمه روح، نور و اسم اعظم الهى هستند. نگاهى گذرا به دامنه روايات نورانى اهل بيت عصمت و طهارت (ع) گواهى مىدهد كه مسئله حضرت ولى عصر (ع) حتّى موضوع بحث جميع انبيا و رسل الهى بوده است و تا برپايى حكومت حضرت در پايان تاريخ نيز ادامه خواهد داشت.
جريان مهدويّت، جريان تحقّق ولايت و حكومت حقّه به نحو تامّ و تمام است و تقرّب كائنات عالم به سوى خداوند متعال از بستر آن اتّفاق مىافتد. با جريان مهدويت، كلمه باطل محو مىشود و بساط ظلمت اولياى طاغوت و حجابى كه در برابر ولايت حقّه ايجاد كرده بودند، از عالم جمع مىگردد. تاريخ نيز بستر زمانى بروز و ظهور مراتب تهذيب نفوس و ارادههاى انسانى جهت آمادگى تدريجى براى حضور در عصر ظهور بوده است. يكى از نقطه عطفهاى تاريخى اين مسير دشوار و پر پيچ و خم، عاشوراست؛ به واسطه عاشورا، وجدان جامعه بشرى از ماهيت خير و شرّ ارتقا يافته و روح جديدى در كلّ حيات بشرى دميده شده است.
به هر حال، تكليفى كه از ناحيه تحقّق عصر ظهور و انديشه مهدويت به روى امم تاريخى نبىاكرم (ص) نهاده شده است، همواره قابل بررسى است؛ عصر ما نيز نه تنها مستثنا از اين مسئله نيست؛ بلكه از حسّاسيت بيشترى نسبت به گذشته برخوردار است. براى روشن شدن مصاديق تكليفى كه از اين بحث به دوش ماست، ابتدا بايد نگاه جامعى به اصل انديشه مهدوى داشته باشيم و سپس ببينيم «مهدويت، چه حوزههايى از زندگى ما را شامل مىشود؟» و «لوازم و الزامات مهدوى زيستن و ساختن يك جامعه مهدوى چيست؟» در پايان نيز بايد به اين نكته برسيم كه «چه آسيبهايى اين انديشه را تهديد مىكنند؟» و «شاخصههاى گرايشهاى انحرافى كه ممكن است جامعه ما را تحت تأثير افراطها و تفريطهاى خود قرار بدهند، چيست؟»