ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - راه هاى نرفته!
از طرفى ديندار بودن فرد و جامعه، هيچ منوط به وجود اين رسانهها نيست؛ بلكه كاركرد اساسى اين رسانهها در بهترين حالت، ايجاد سرگرمى است و البتّه هرگز مسئله به سرگرمى محدود نمىشود و خيلى از اقتضائات باطل را با خود مىآورد. ما از يك سو خرسنديم كه مثلًاً از اين رسانهها سخنرانىها و برنامههاى مذهبى پخش مىكنيم و از سوى ديگر هم فيلم و سريال و مستند خارجى و داخلى بسيارى كه آميخته به انواع سموم فكرى و فرهنگى است، به خورد جامعه مىدهيم. من هرگز نمىگويم بساط دانشگاهها يا رسانهها را برچينيم. اين كار نه ممكن است و نه در شرايط كنونى مطلوب؛ امّا مىگويم كه اوّلًا بفهميم كه با چه واقعيتهاى تلخ و گريز ناپذيرى مواجهيم؛ ثانياً به اندازه وسع و توانايىهايمان در صدد اصلاح نسبى اينها برآييم، از ادّعاى اسلامى كردن رسانه و دانشگاه به مفهوم هفتاد هشتاد در صدى آن كوتاه بياييم و اين قدر خود و جامعه را آزار ندهيم.
موعود: يعنى عدم تحقّق مطلوب را شما به نبود شناخت لازم و كافى ما به طور كلّى از حوزه فرهنگى و تمدّنى غالب برمىگردانيد؟
آقاى نصيرى: خير، مشكل اساسى در بستر تمدّنى ويرانى است كه عرصه را بر بسيارى از اصلاحات اساسى و عميق تنگ كرده است. اگر به شناخت درست برسيم، به اين نتيجه مىرسيم كهامكان تحقّق مطلوب بسيارى از احكام و اصلاحات دينى وجود ندارد و وسع ما نسبى و محدود است. چون شناخت نداريم، فكر مىكنيم هفتاد، هشتاد درصدش را مىتوانيم محقّق كنيم. وقتى نمىتوانيم اصلاح كنيم، از همان اصلاح بيست، سى درصدى هم مىمانيم. اين مطلب به معنى نفى انقلاب و حكومت نيست و آن تلقّىاى نيست كه بايد قبل از ظهور دست روى دست گذاشت. نخير بايد تلاش كرد؛ امّا اين بسيار مهم است كه شما وسع و مقدورات و توانمندى و تنگناهاى خودتان را بفهميد: «رَحِمَ اللهُ امْرَأً عَرَفَ قَدْرَهُ وَ لَمْ يَتَعَدَّ طَوْرَه»[١] وقتى يك حكومت تشكيل مىشود، به همان اندازه كه شناخت توانايىها بايد برايش مهم باشد، بايد شناخت ناتوانايىها هم مهم باشد. يعنى بدانيم به چه عرصههايى مىتوانيم وارد شويم و چه عرصههايى شدنى نيست و به همان ميزان شدنىها پيش برويم. اين مطلب، شايد نكته جديدى به نظر برسد؛ ولى من به ادّله مختلف روى اين مطلب ايستادهام.
موعود: اين سخن شما مجال بزرگى براى توجيه بسيارى از ندانمكارىها، سهل انگارىها، بىبرنامگىها و بالأخره واگذارى پيشاپيش ميدان به خصم فراهم مىآورد. شايد هم گمان بردهايد طى سه دهه اخير به تمامى و بىكم و كاست منطبق بر استراتژىهاى اساسى، شناخت ماهيّت فرهنگى و تمدّنى غربى و مطابق احكام شرع مقدّس عمل كردهايم كه به اين نتيجه رسيده و سقف دستاورد مسلمانان در تحقّق اركانهاى اسلامى را حدود بيست تا سى درصد شناسايى مىكنيد و بيش از اين را از عهده مسلمانان خارج مىشناسيد.
ترديدى نيست كه همواره رابطه مستقيمى ميان وسعت امكانات و انجام تكليف وجود دارد و ما درباره مردمى مسلمان گفتوگو مىكنيم كه خداوند به آنها مجال تأسيس حكومت داده است. كسى ادّعا يا تمنّاى تحقّق دولت كريمه اهل بيت (ع) را ندارد، چون اين دولت قطعاً با دست با كفايت حجّت خداوند (ع) تحقّق مىيابد؛ امّا فكر نمىكنيد پذيرش بيست يا سى درصدى اصلاحات در هنگام وجود وسعت و قوّت ملكدارى و حكومت، به معناى واگذارى ميدان به خصم و قبول انفعال و حتّى شكست باشد؟
آقاى نصيرى: مگر همه ما اين روايت را نخواندهايم كه همه اصناف و اقشار قبل از ظهور به حكومت مىرسند و آزمايش خودشان را پس مىدهند و توانمندىها و ناتوانايىهاى خودشان را مىفهمند تا وقتى حضرت آمدند، نگويند: اگر ماهم بوديم، چنين حكومت عدلى برپا مىكرديم. اين روايت حتماً در مقام نفى مبارزه و انقلاب و تشكيل حكومت نيست؛ بلكه مىخواهد متذكّر تنگناهايى شود كه يك حكومت و انقلاب داعيهدار عدالت و معنويت و ديانت قبل از ظهور با آن مواجه مىشود. ما از اين روايت اين استنباط را بايد كنيم كه قبل از ظهور، نمىتوان وعده تحقّق مدينه اسلامى و عادله صد در صدى و هفتاد در صدى را به مردم داد و يك نهضت دينى و اصلاحى بايد متوجّه اين محدوديت باشد. حرف ديگر بنده در اين باره اين است كه ما وقتى تحليل درستى از تنگناها نداشته باشيم، نظام را دچار مشكل مىكنيم و اى بسا مشكلات سياسى و امنيّتى براى نظام درست مىكنيم. نظامى كه در چشم مردم، پيوسته عقب از تحقّق وعده هايش باشد، تحت انواع فشارهاى اجتماعى و سياسى قرار خواهد گرفت. از طرفى هر اصلاحى متضمّن بهايى است كه بايد كسانى در جامعه بپردازند. حال اگر شما براى اصلاح امرى تلاش كنيد كهامكان تحقّق آن اندك است يا ممكن نيست، بهايى را پرداختهايد؛ امّا به نتيجه نرسيدهايد؛ مثلًاً شما وقتى با نگاهى غير واقع بينانه براى اسلامى كردن دانشگاهها وارد عمل شويد و با بسيارى از استادان، دانشجويان و بدنه اجتماعى خودتان را درگير كنيد؛ در حالى كه مثلًاً بيش از يك اصلاح پنجاه در صدى وسع نداريد، اين اقدام منشأ مشكلات بسيارى خواهد شد كه از مهمترين آنها مىتواند بروز تعارضاتى بين بدنه دانشگاهى با نظام باشد و زمينه را براى بهره بردارى مخالفان نظام فراهم كند. من معتقدم فتنه سال ٨٨ از اينگونه زمينهها بهره بردارى مىكرد.
بعضى ممكن است بگويند مردم مسلمان و متديّن از نظامى كه در يك برآيند نهايى توان اصلاحات سى چهل درصدى را دارد، دفاع نخواهند كرد و دلسرد خواهند شد. پاسخ اين است