ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - انقلاب اسلامى؛ فرصت ها و تهديدها
ايشان مهمترين تهديدهاى درونى انقلاب اسلامى را اينگونه برمىشمارد:
١- ١- ٢. يكى از عوامل سايش در جبهه خودى، اين است كه مسئولان خودى فرهنگ، مانند وزارت ارشاد و بعضى دستگاههاى ديگر، به آن كم توجّهى كردند. از ابتدا كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تشكيل شد، بايستى دفتر گزينش داير مىكرد و به سراغ كسانى كه اهل نويسندگى، شعر، فيلمسازى، موسيقى حلال و ديگر رشتههاى هنرى بودند، مىرفت.
٢- ١- ٢. امّا عامل ديگر، خود باختگى عناصر جبهه خودى در مقابل شخصيّتهاى جبهه دشمن به خاطر احساس برترى صنفى آن شخصيّتها بر اين عناصر بود. اين حقيقت قابل انكار نيست. مثلًا فرض بفرماييد وقتى يك هنرمند اين جبهه، در رشتهاى از هنر، سرافراز و بىاعتنا مقدارى پيش مىرفت و بعد در جايى احساس خستگى مىكرد و مىخواست لحظهاى بايستد و نفس تازه كند و تا چشمش به هنرمند رشته خودش در جبهه مقابل مىافتاد، مرعوب او مىشد.
٣- ١- ٢. عامل ديگرى كه وجود دارد، اين است كه در جبهه خودى، بعضاً به دلايلى، در پاىبندى نظام به حرفها و آرمانهاى خودش ترديد شد. اگر بخواهيم مثال كاملًا واضحى بزنيم- و البتّه در خصوص اين مثال، عاملى هم وجود داشت كه مشكل را تا حدودى برطرف مىكرد- مسئله قبول قطعنامه ٥٩٨ و پايان جنگ بود كه عدّهاى را مردّد كرد. منتها گفتم در آن قضيه عاملى وجود داشت كه همان وجود امام بود. چون امام، كُر بود، دريا بود و مورد ترديد قرار نمىگرفت.
٤- ١- ٢. يك عامل ديگر از عوامل هضم جبهه خودى و سايش آن، كشيده شدن پاى عناصر اين جبهه به دعواهاى خطّى است كه در برههاى از زمان، در اين كشور واقعاً فاجعه آفريد. ناگهان بين سياسيون، نمايندگان مجلس و برخى ديگر از مسئولان، دعواهايى بروز كرد كه اصل آن دعواها موجّه نبود. هر دو خط، بدون ترديد، در حدّى جرم داشتند. هر دو خط، هم آدمهاى بسيار خوب داشتند، هم آدمهاى ناباب داشتند و هم آدمهاى متوسط داشتند.
امّا تعبير دوم از تهاجم فرهنگى اين است كه فرهنگ انقلابى حاكم بر ذهنيّت جامعه را مورد هجوم قرار دهد. در داخل جامعه به فرهنگ جامعه بپردازند، براى اينكه آن فرهنگ را دستكارى كنند؛ ذهنها را مردّد كنند و دلهاى مؤمن و مستقر را از حالت استقرار خارج و دچار ترديد كنند. اقدام به اين كار دشوار نيست؛ مقابله با آن هم- اگر درست انجام بگيرد- دشوار نيست؛ امّا اگر از آن غفلت شد، خيلى سخت مىشود. مثلًا فرض كنيد اگر كسى بخواهد اصل وجود خدا را- كه جزو مسلّمات است- مورد ترديد قرار دهد و استدلال بر عدم كند، كار او مشكل است؛ امّا ايجاد ترديد آسان است. در مقابل اين، بايد يك حركت وجود داشته باشد. (١٨/ ١٢/ ١٣٦٧)
انقلاب اسلامى؛ فرصتها و تهديدها
انقلاب ما بسيار عظيم و بسيار بالاتر و برتر از تقويمها و تقديرهاى ناظران بين المللى است. از لحاظ بنيه، بسيار قوى است. به همين دليل با وجود اينكه عليه اين انقلاب، تهاجمها و ضربهها و محاصرهها، بيش از همه انقلابهايى كه من مىشناسم بوده، آسيبپذيرى اين انقلاب، از همه انقلابهاى بزرگ دنيا به مراتب كمتر بوده است.
بنابراين وقتى كه ما مقايسه مىكنيم، مىبينيم انقلاب ما بعد از بيست سال، آسيبهاى گوناگون يك انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، يك انقلاب پر سر و صدا مثل انقلاب «شوروى» و يك انقلاب- به اصطلاح- اسلامى مثل انقلاب الجزاير را مطلقاً نداشته است و اين نشان دهنده بنيه اين انقلاب است. (١٥/ ١٢/ ١٣٧٧)
\*\*\*
انقلاب ايران يك انقلاب هويّتاً اسلامى بود. انقلابى بود كه با انگيزههاى اسلامى و با خطّ مشى اسلامى و با رهبرى اسلامى و با شعارهاى اسلامى و بالأخره حتّى با تاكتيكهاى اسلامى پيش رفت. در اين مبارزه، ما حتّى از تاكتيكهاى ضدّ اسلامى و غير