ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - امنّيت فرهنگى و معنوى
امنّيت اجتماعى
در روايتى آمده است: «بدانيد آن كس از ما كه فتنههاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مىنهد و بر همان سيره و روش پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد، بردگان و ملتهاى اسير را آزاد نمايد، جمعيّتهاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آورى كند. او سالهاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مىبرد؛ آن چنان كه اثرشناسان اثر قدمش را نمىشناسند گرچه در يافتن اثرها و نشانهها تلاش فراوان مىكنند. سپس گروهى براى در هم كوبيدن فتنهها آماده مىگردند و چونان شمشيرها صيقل مىخورند. ديدههايشان با قرآن، روشنايى مىگيرد و در گوشهايشان تفسير قرآن طنين افكند و در صبح گاهان و شام گاهان جامهاى حكمت سر مىكشند».[١]
آنگاه كه حضرت ظهور كرد ... علم و دانش در دلهاى مؤمنان قرار مىگيرد تا جايى كه مؤمنى نيازمند دانش برادرش نمىشود
مرور تاريخ بيانگر بحرانهاى داخلى و بينالمللى است كه ريشه در قوميّتگرايى، تعصّبات نژادى و نبود هدايت واحد دارد. آنچه زيبا و اميد بخش به نظر مىرسد، تجلّى و تحقّق حضور مردى است كه در آيندهاى نزديك به اين مسائل پايان مىبخشد. در عرصه حكومت مهدوى آنچه مايه ارزش و تعالى بشر است، تقوا و اسلام است. كرامت انسانى در اين نظام بر پايه ايمان و عمل صالح است. اين ملاك ارزشى، هويّت دينى واحد به مردم مىبخشد كه در هم شكننده هويتهاى كاذبى چون ناسيوناليسم كه نتيجه تلاش بشرى براى ايجاد همرنگى در درون ملّتهاست يا جنبش فمنيسم كه به دنبال تعريف هويّت بر مبناى جنسيّت و وارد كردن آن به عرصه سياست و قدرت است، خواهد بود.
امام رضا (ع) در تفسير آيه «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ؛[٢] هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانيده مىشويد.» فرمود: «در شأن قائم فرود آمده است. زمانى كه خروج كند، يهود و نصارا و آفتاب پرستان و زنديقان و مرتدان و كافران، شرق و غرب زمين را گرفته باشند؛ پس اسلام را بر آنان عرضه مىدارد. هر كدام كه اسلام آورد، او را به نماز خواندن و دادن زكات و آنچه مسلمانان به آن مأمور مىباشند، امر مىكند و هر كه اسلام نياورد، گردن او را مىزند تا آنكه در مشرق و مغرب كسى نماند، مگر آنكه خدا را به يگانگى بشناسد.»[٣]
حاكم شدن كلمه توحيد بر تمام سرزمينها، وحدت و يگانگى هويّتى را بر بشر حاكم مىكند و امّت اسلامى به تمام معناى كلمه به وجود مىآيد. پيامد اين امر، كنار گذاشتن اختلافات قومى و تعصّبات نژادى و خروج از بحرانهاى اجتماعى است.
امنّيت فرهنگى و معنوى
فرهنگ، از موضوعات مهم عرصه اجتماعى و مسائل امنّيتى است. با مطرح شدن بحث جهانى شدن و خطر يك پارچهسازى فرهنگى، همچنين شكستن مرزهاى امنّيتى به وسيله وسايل ارتباطى، اهمّيت اين حوزه افزونتر گرديده است. در اصطلاح كلّى فرهنگ، به مجموعه باورهايى اطلاق مىشود كه در ذهن افراد جامعه نهادينه شده است. بنابراين، مىتوان گفت كه نقش تك تك افراد جامعه و طبايع آنها در شكل گيرى هر تفكّر و فراى آن، فرهنگى برجسته است.
علوم بشرى همواره در تغيير و تحوّل است و نمىتواند حكم قطعى در مورد مسائل ارائه دهد؛ زيرا عقل بشرى بر علوم و قوانين طبيعى احاطه كامل ندارد و همه چيز را با تجربه مىآموزد. به طور كلّى حوزه علوم بشرى همواره با ناامنىهاى فكرى و دگرگونىها رو به روست، اگر چه طبع بشرى، در شكلگيرى فرهنگها يا ناامنىهاى اجتماعى دخيل است، با توسعه آموزشى، اخلاقى و مذهبى، مىتوان اميدوار بود كه بشر جايگاه اصلى خود را بشناسد و اصول اخلاق و ارزشى را در جامعه اجرا كند. با ظهور امام كه حكومت عدل الهى