ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٣ - ضلالت يعنى چه؟
است كه اين روند افزايش پيدا كند.
در حالى كه رقم بيكارى بعد از پايان رسمى ركود اقتصادى در آمريكا؟.؟ درصد بود، ولى اگر اشخاصى را جزء آن حساب كنند كه جستوجو براى كار جديد را رها كرده و يا كارهاى مقطعى براى چند صد دلار در ماه انجام داده و از حساب پس انداز خود زندگى مىكنند، اين رقم به ١٧ درصد كل جامعه كارى آمريكا مىرسد.
بنا بر آمارى، حدود ٥٠ ميليون آمريكايى براى مدت زمان كافى غذا ندارند و يك هشتم بزرگسالان و يك چهارم كودكان آمريكايى ازكوپنهاى غذاى مراكز خيريه استفاده مىكنند. اين رقم باور نكردنى متعلّق به كشورى است كه ثروتمندترين كشور دنيا محسوب مىشود.
چيزى كه براى آمريكايىها از همه خطرناكتراست از دست رفتن خوشبينى به آينده در بين آنان است، كشورى كه مردمان آن به خوشبينى معروف بودند اكنون اكثر شهروندانش انتظار دارند كه زندگى كودكان آنها از زندگى خودشان بدتر شود.
امروز خيلى از آمريكايىها اين نكته را فهميدهاند كه رؤياى آمريكايى خودشان فقط يك تب بود. تعداد فرصتهاى شغلى كم و درآمدها با ركود مواجه شده و نابرابرى روز افزون در جامعه حاكم است.
در اين گزارش آمده است: آمريكا با يك بحران ساختارى مواجه است و اگرچه اين بحران از خيلى وقت پيش شروع شده، ولى آنها تازه متوجّه آن شدهاند. رونق سهام، ملك و افزايش بىنهايت بدهىها و تب مصرفگرايى اين نكته را مخفى نگه داشته كه ٣٠ سال رشد اقتصادى هيچ تأثيرى روى جامعه آمريكا نداشته است.
در سال ١٩٧٨ م. ميانگين درآمد مردها در آمريكا ٤٥ هزار و ٨٧٩ دلار در سال بود، اين رقم در سال ٢٠٠٧ با محاسبه تورم حدود ٤٥ هزار و ١١٣ دلار بوده است؛ تمام اين درآمدها شامل منافع كلان سهامداران و شركتهاى بزرگ و بازارهاى مالى بوده است و اين منافع به اشخاصى رسيد كه هميشه پولدار بودهاند.
در ٣٠ سال اخير با آنكه توليد ناخالص داخلى آمريكا ١١٠ درصد افزايش يافته است، ولى درآمد ٩٠ درصد آمريكايىها از سال ١٩٧٣ م. فقط افزايش بسيار اندكى داشته، در حالى كه تعداد اشخاص پولدار در آمريكا تقريباً سه برابر شده است.
در سال ١٩٧٩ م. يك سوم سودى كه آمريكا بهدست آورده بود به طبقه ثروتمند جامعه آمريكا مىرسيد درحالى كه امروز ٦٠ درصد از درآمدهاى آن به دست اشخاص پولدار مىرسد.
در سال ١٩٥٠ م. يك رئيس شركت به طول بهطور ميانگين ٣٠ برابر يك كارگر ساده حقوق مىگرفت، در حالى كه امروز اين مدير حدود ٣٠٠ برابر حقوق يك كارگر ساده حقوق مىگيرد.
امروز يك درصد آمريكايىها ٣٧ درصد دارايى كلّ اين كشور را در اختيار دارند و اين نابرابرى به اندازه زمان ركود اقتصادى آمريكا در اواخر دهه ١٩٢٠ م. است.
آمارها نشان مىدهد كه احتمال رفتن يك آمريكايى به طبقه متوسط بالا، حدود چهار درصد است كه اين پايينترين حد در بين كشورهاى صنعتى ديگر است.
سياستمداران آمريكايى جوابى براى تشديد اين بحران احتمالى نمىبينند و واشنگتن به دنبال ايجاد اشتغالى است كه هنوز ايجاد نشده است.
پاول كروگمن، برنده جايزه نوبل از آمريكا با اشاره به اينكه خيلى از شهرهاى آمريكا در آستانه ورشكستگى است و پول پرداخت هزينه نگهدارى ازخيابان ها را هم ندارند، گفت: در آمريكا چراغها خاموش مىشود، مشكل اصلى اين است كه ديگر آنها نمىتوانند مصرفگرايى كنند چون حساب پس اندازى ندارند و ارزش خانههاى آنان نيز به نصف رسيده است؛ آنها ديگر وامهاى ارزان دريافت نمىكنند و درآمدشان كاهش يافته يا بيكار شده اند.
بنا بر اين گزارش، آنان ديگر قادر به پرداخت ماليات نيستند و براى همين هم خيلى از ايالتها و شهرها با شكافهاى بزرگ در بودجههايشان روبرو شدهاند، در ايالت هاوايى و در برخى از هفتهها، مدارس را روزهاى جمعه تعطيل مىكنند تا هزينهها را كاهش دهند در منطقهاى از ايالت جورجيا اتوبوسهاى شركت واحد را متوقّف كردهاند. در شهر «كلرادو اسپرينگز» با حدود ٣٨٠ هزار نفر جمعيّت براى صرفه جويى يك سوم چراغهاى خيابان خاموش شده است و خيلى از آمريكايىها خانههاى خود را از دست دادهاند و خيلى از آنها يا در شهرها چادرنشين شدهاند يا در بين بىخانمانها زندگى مىكنند.
اشپيگل افزود: ٦١ درصد آمريكايىها هيچ ذخيره مالى ندارند و فقط ماه به ماه زندگى مىكنند و روبهرو شدن با يك صورتحساب بيمارستانى مىتواند تبعات حياتى براى آنها در پى داشته باشد.
در پايان اين گزارش با اشاره به اينكه خيلى از مردم حتّى پول ثبت نام كودكانشان را در كودكستانها ندارند، آمده است: ديگر در آمريكا كارهاى سادهاى مانند فروشندگى و دستيارى نيز پيدا نمىشود.