ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٩ - ٦ خرافى بودن آرمگدون و مبنادارى قرقيسيا
مىشوند و هيچ يك به پيروزى قطعى نمىرسند و به آن گنج دست نمىيابند، بلكه همگى از آن منصرف و به مسائل ديگر مشغول مىشوند. در اين كتاب، رواياتى نيز در اين موضوع نقل شده است؛ از جمله نبى اكرم (ص) فرمودند: «فتنه چهارم هجده سال به طول مىانجامد. سپس در آن هنگام كه بايد، پايان مىپذيرد و تحقيقاً نهر فرات از كوهى از طلا پرده برمىدارد و مردم براى رسيدن به آن به جان يكديگر مىافتند و از هر نُه تن، هفت تن كشته مىشوند».
٥. اختلاف در تعداد تلفات
درباره تعداد تلفات در نبرد آرمگدون گفته شده است كه از هر دو نفر يك نفر كشته مىشود و مجموعاً ٣ ميليارد نفر كشته خواهند شد. اين در حالى است كه رقم تلفات نبرد قرقيسيا صد هزار نفر گزارش شده است كه اين با سه ميليارد نفر، ناهمگونى آشكار دارد. شيخ مفيد نگاشته است: سپس جز به عراق روى نخواهد كرد. سپاه او از قرقيسيا مىگذرند و صد هزار نفر از ستمگران را مىكشند.
٦. خرافى بودن آرمگدون و مبنادارى قرقيسيا
نبرد قرقيسيا چه واقع شود و چه نشود مبناى روايى دارد و در منابع گوناگون شيعه و سنّى درباره آن گزارشهايى يافت مىشود؛ در ضمن آنكه هيچ يك از مسلمانان تا به حال درصدد سوء استفاده از احتمال وقوع چنين نبردى نبوده است، امّا آرمگدون هيچ مبناى عقلى و نقلى مقبولى ندارد و از پايه خرافى است و ملعبه دست حيلهگران جهان سياست در آمريكا و اسرائيل شده است. در مورد بخشهايى از عهد قديم و عهد جديد كه از رخ دادن جنگى خانمانسوز خبر مىدهند و ما برخى از آنها را در ميان مباحثمان آورديم همگى به گذشته مربوط است؛ يعنى بيان آنها گونهاى است كه روشن است درباره نبردى كه پيش از اين رخ داده است گزارش مىكنند، نه نبردى كه رخ خواهد داد. آن بخشهايى نيز كه از گذشته حكايت نمىكنند داراى نثرى نمادين و تمثيلىاند و متون تمثيلى را مىشود به شكلهاى مختلف تفسير و تأويل كرد.
نكته ديگرى كه خرافى بودن آرمگدون را قوّت مىبخشد آنكه، همانگونه كه در بخش پيشين نيز گفتيم، مدّعيان و طرفداران آرمگدون، تلفات اين نبرد را سه ميليارد نفر مىدانند؛ حال آنكه منطقه مجدو ناحيهاى كوچك است و به هيچ روى چنين گنجايشى ندارد.
سخن ديگر آنكه باورمندان آرمگدون تا به حال تاريخهاى گوناگونى را براى رخ دادن اين نبرد معيّن كردهاند؛ در حالى كه آرمگدون در هيچ يك از آن تاريخها اتّفاق نيفتاده است.
و در پايان بايد بگوييم كه انديشههاى بنيادگرايان انجيلى مخالفان زيادى حتّى در ميان مسيحيان و يهوديان دارد؛ اگرچه رقم مخالفان صهيونيسم، به دليل قدرت و نفوذى كه صهيونيستها دارند، روز به روز كاهش مىيابد. محمود النجيرى نوشته است: كليساى كاتوليك و كليساهاى شرقى همچنان تفسيرهاى يهودىشده جنبش بنيادگرايى پروتستانى را رد مىكند. با اينكه واتيكان بارها برپايى دولت غاصب يهود را در فلسطين رد كرده است؛ امّا اين اواخر تغيير مواضع اين كليسا را درباره يهود تماشاگريم؛ به گونهاى كه يهود را از كشتن مسيح مبرّا كرد و آشتى ديپلماتيكى ميان واتيكان و دولتى كه هميشه آن را رد مىكرد برقرار شد.
كلّ مطلب به همراه پىنوشتها در سايت موعود ارائه خواهد شد.