ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - حركت تكاملى اديان
اديان آسمانى در دوران ظهور
ناديه اسماعيل خليل الطائى، مترجم: سيد شاهپور حسينى
اديان و علل تعدّد و وجود اختلاف ميان آنها
از آنجا كه دين، مسير درست در جهت گام برداشتن به سوى انسانيّت را ترسيم مىكند و در اين مسير، دست راهروان را مىگيرد تا با حركت در مسير درست به هدفشان برساند، ناگزير بايد حالات انسانى و ويژگىهاى خاصّ جوامع مختلف بشرى را نيز مدّنظر داشته باشد تا بتواند راحتتر كار راهنمايى مردم را انجام دهد.
هدف اصلى دين، حفظ كرامت انسانى، رساندن انسان به آن مقام والاى مورد نظر پروردگار و يك زندگى برتر و به دور از پليدىها و آلودگىها است.
در طول تاريخ، اديان الهى زيادى وجود داشته و هر يك از آنها، مناسب زمان خود بودهاند و تا زمانى كه مناسب حال بشر آن دورهها بوده، ادامه داشته است، با پيشرفت انسان و گسترش آگاهىها در هر دوران، دينى جديد از طرف خداوند براى مردم آمده و برخى از احكام دين قبلى را نسخ كرده است و به طور كلّى، هدف اين اديان، آگاهىبخشى به انسانها بوده و عموماً اديان، تمدّنى والا براى انسانها به ارمغان آوردهاند.
حركت تكاملى اديان
اينكه اديان الهى در برخى موارد با هم اختلاف دارند، بدين دليل نيست كه منشأ و منبع آنها مختلف است يا اينكه هر يك اصول خاصّ خود و متفاوت با اديان ديگر دارند، بايد دانست كه همه اديان، مردم را به يكتاپرستى دعوت كرده و پس از آن براى اداره امور اجتماعى مردم، احكامى بيان كردهاند.
پيامبران از نظر اصول اعتقادى و همچنين منشأ پيامبرىشان با هم هيچگونه تفاوتى نداشتهاند؛ بلكه اختلاف آنان، در احكامى بوده كه بنابر مقتضيّات زمان و رشد فكرى بشر در هر زمان، بيان كردهاند و به همين دليل، هر پيامبرى كه پس از پيامبر قبلى مبعوث شد، احكام و دستورهاى پيشرفتهترى كه مناسب شرايط اجتماعى انسانهاى آن دوران بود، اعلام نموده است و چون بشر دائماً در حال پيشرفت بوده و هست، بنابراين احكام و دستورهاى پيامبران بعدى متناسب با احوال مردمان آن عصر بوده و طبيعتاً كاملتر از اديان گذشته خود است.
به همين دليل است كه مىگوييم، اديان تكميل كننده اديان گذشتهاند؛ زيرا مبدأ و منشأ اديان يكى است و به همين علّت پيامبران در دوران مختلف، مژده ظهور پيامبران پس از خود را مىدادند و اين خود بهترين دليل براى اثبات اين موضوع است كه دين، يكى است. خداوند بلند مرتبه و بزرگ فرمودهاند: «وَإِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ؛[١] و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: اى فرزندان اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مىكنم و به فرستادهاى كه پس از من مىآيد و نام او احمد است بشارتگرم.»
حركت اديان با وفات پيامبران متوقّف نشده است؛ بلكه اين حركت با ظهور پيامبران جديد و اوليا و ائمه ادامه يافته و البتّه راه، هدف و مسير حركت همه آنان يكى بوده و همه مردم را دعوت به توحيد و خداپرستى مىكردهاند.
اگر دينى پس از دين ديگر ظهور كرده، براى لغو كردن احكام آن دين نبوده است؛ بلكه دين جديد همواره برخى از احكام دين قبل از خود را حفظ و برخى ديگر از احكام آن را نسخ كرده است؛ زيرا زندگى انسان پيوسته نياز به قوانين و دستورهاى جديدى دارد و دستورهاى دينى جديد هميشه مطابق با اقتضاى حال مردمان هر زمانى است. اگر به تاريخ مراجعه كنيم، متوجّه