ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - دهه سينماى آپوكاليپتيك
شده بود) مىگذشت، دوباره در دستور ساخت قرار گرفتند. با يك فلاش بك باورنكردنى داستانى چهارمين قسمت آن (كه اوّلين بخش از سرى فيلمهاى «جنگهاى ستارهاى» اعلام شد) در سال ١٩٩٩ م. تحت عنوان «شبح تهديد» برروى پرده سينماها نقش بست. گفته شد كه دو قسمت ديگر نيز طى ٥- ٦ سال آينده جلوى دوربين خواهد رفت.
همچنين پس از ساخت دو قسمت از مجموعهاى به نام «بيگانه» (اسطورهاى كه از اعماق تاريخ آمده و شرايط آخرالزّمانى را فراهم كرده بود)، در سالهاى ١٩٧٩ م. و ١٩٨٦ م. توسط ريچارد دانر و جيمز كامرون، در دهه ٩٠ دو قسمت ديگر به اسامى «بيگانه ٣» در سال ١٩٩٢ م. توسط ديويد فينچر و «احياء» به كارگردانى ژان پى ير ژونه در سال ١٩٩٧ م. ساخته شدند كه اين آخرى، پيامى كليدى داشت. منجى قسمتهاى قبلى (سرگرد ريپلى با بازى سيگورنى ويور) كه در «بيگانه ٣» در يك عملّيات انتحارى سامسون وار، خود و بيگانه درونش را كشته بود، حالا در قالب يك هيولا/ انسان با خون هيولايى و كالبد انسانى (مانند بسيارى از اسطورههاى يونان باستان، همچون جيسون، هركول، ديوزيس، ...) كه هنوز دشمن بيگانههاست در اين قالب التقاطى، ظهور كرده و آنها را نابود مىساخت. به اين ترتيب سازندگان فيلم، عملًا راهى ديگر را براى غلبه انسان بر خطر آخرالزّمانى اسطورهاى نشان مىدادند.
به هرحال در دهه ٩٠ ميلادى، اين نوع سينما حجم عظيمى از فيلمهاى توليدى را به خود اختصاص داد. حتّى جيمز كامرون در مصاحبهاى، فيلم پرفروش خود يعنى «تايتانيك» را يك فيلم آخرالزّمانى خواند كه نابودى و پايان روزهاى يك جامعه بشرى طبقاتى را در اثر غرور و نخوت و گناه به تصوير مىكشاند. جك، جوان كولى كه قاچاقى سوار بركشتى شده و عاشق دخترى از طبقه اشراف مىشود، در واقع همان مسيح منجى به نظر مىآيد كه حتّى در يكى از صحنههاى معروف فيلم، با ايستادن صليبگونه بر دماغه كشتى، مأموريت مسيحاگونه