ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ارزش واقعى انسان به چيست؟
اسلامى استفاده نكرديم؛ يعنى رهبر ما حتّى يك دروغ مصلحتى هم نگفت در طول مبارزه و اين يك شيوه و يك منش اسلامى است. انقلابى هويّتاً اسلامى. چون اين انقلاب هويّتاً اسلامى است دشمنهايش در دنيا مشخّص مىشوند. اين دشمنها چه كسانى هستند؟ اگر يك جنبش و يك انقلاب صرفاً ضدّ امپرياليستى باشد، غارتگران بين المللى با آن انقلاب مبارزه خواهند كرد؛ امّا اگر نه فقط ضدّ غارتگرى، بلكه ضدّ هر گونه سلطهجويى بيگانگان باشد؛ يعنى سلطه فرهنگى، سلطه سياسى و سلطه اقتصادى، آن وقت نه فقط سياستهاى استعمارى و استثمارى با او مخالفت خواهند كرد؛ بلكه حتّى فرهنگها و ايدئولوژىهاى سلطهطلب هم با آن جنبش مخالفت مىكنند و اين درست چيزى است كه براى جنبش اسلامى ايران پيش آمده و شما اين را مشاهده مىكنيد. ما در سطح بين المللى فقط با كارشكنى غارتگران روبهرو نيستيم؛ بلكه حتّى با فرهنگهاى سلطهجو و با سياستهاى سلطهجو هم روبهرو هستيم. آنها هستند كه كارشكنى مىكنند؛ لذاست كه شما مىبينيد در طول دوران مبارزات ما، هيچ يك از قدرتهاى عالم، به معناى واقعى كلمه براى مبارزان ما و مبارزه ما، كف نزدند، از ما تجليل نكردند، ما را حتّى جدّى نگرفتند. با اينكه مىديدند مستضعفان در اين مملكت مشغول مبارزه هستند، با مستكبران ساختند؛ حتّى كسانى كه ادّعاى حمايت از مستضعفان را دارند. اين به دليل اسلامى بودن جنبش ماست. (١/ ٣/ ١٣٥٨)
\*\*\*
مجموعه ما بايد تصميم بگيرد كه خطّ انقلاب را به معناى حقيقى كلمه و بدون هيچ گونه كمبود و كسرى و پذيرش ساييدگى در گوشهاى از اين هدفها، با قاطعيّت و قدرت به سمت هدفهاى انقلاب ادامه دهيم. صحنه، صحنه وسيعى است. همه جايش مىشود حضور داشت و اين احساس را كرد؛ هر جا كه باشيم، بايستى تصميم را بر اين قرار بدهيم كه با هماهنگى كامل و با ياد امام به سمت هدفها حركت كنيم. (١٨/ ٥/ ١٣٦٨)
ارزش واقعى انسان به چيست؟
علّامه محمّد تقى جعفرى مىفرمودند:
عدّهاى از جامعهشناسان برتر دنيا در «دانمارك» جمع شده بودند تا درباره موضوع مهمّى به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع اين بود: ارزش واقعى انسان به چيست؟
براى سنجش ارزش خيلى از موجودات، معيار خاصّى داريم؛ مثلًا معيار ارزش طلا به وزن و عيار آن است. معيار ارزش بنزين به مقدار و كيفيت آن است. معيار ارزش پول، پشتوانه آن است. امّا معيار ارزش انسانها در چيست؟
هر كدام از جامعه شناسها صحبتهايى داشتند و معيارهاى خاصّى را ارائه دادند.
وقتى نوبت به بنده رسيد، گفتم: اگر مىخواهيد بدانيد يك انسان چقدر ارزش دارد، ببينيد به چه چيزى علاقه دارد و به چه چيزى عشق مىورزد.
كسى كه عشقش يك آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
كسى كه عشقش ماشينش است، ارزشش به همان ميزان است.
امّا كسى كه عشقش خداى متعال است، ارزشش به اندازه خداست.
علّامه فرمودند: من اين مطلب را گفتم و پايين آمدم. وقتى جامعه شناسهايى كه صحبتهاى مرا شنيدند براى چند دقيقه روى پاى خود ايستادند و كف زدند.
وقتى تشويق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزيزان! اين كلام از من نبود. بلكه از شخصى به نام على (ع) است. آن حضرت در «نهج البلاغه» مىفرمايند: «قِيمة كُلّ امْرِئٍ مَا يحْسِنُهُ؛ ارزش هر انسانى به اندازه چيزى است كه دوست مىدارد.»
وقتى اين كلام را گفتم دوباره به نشانه احترام به وجود مقدّس اميرالمؤمنين على (ع) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جارى كردند.
علّامه در ادامه مىفرمودند: عشق حلال به اين است كه انسان (مثلًا) عاشق ٥٠ ميليون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگويند: آى!!! پنجاه ميليونى!!!. چقدر بدش مىآيد؟ در واقع مىفهمد كه اين حرف توهين در حقّ اوست. حالا كه تكليف عشق حلال امّا دنيوى معلوم شد، ببينيد اگر كسى عشق به گناه و معصيت داشته باشد چقدر پست و بى ارزش است!
اينجاست كه ارزش ثار الله معلوم مىشود. ثار الله اضافه تشريفى است. خونى كه در واقع آنقدر شرافت و ارزش پيدا كرده كه فقط با معيارهاى الهى قابل ارزش گذارى است و ارزش آن به اندازه خداى متعال است.