ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - راه هاى نرفته!
مثلًاً شما از اين به بعد، ديگر درباره بانكدارى اسلامى شعار نمىدهيد و تلاشتان را معطوف به كاهش عوارض وضعيّت موجود مىكنيد و البتّه اگر در همين بستر موجود، توانستيد بعضى از عقود اسلامى را هم به طور واقعى اجرا كنيد، آن كار را هم مىكنيد.
موعود: مهمترين جاهايى كه نيازمند اسلامى شدن بوده و نشده كجاهاست؟
آقاى نصيرى: بايد بفرماييد در كجاها ما امكان اصلاحات نسبى داشتهايم و انجام ندادهايم و الّا اگر مقصودتان اصلاحات مطلق و نزديك به مطلق باشد، بايد دوباره به حرفهاى قبلى برگرديم. در اصلاحات نسبى، ما كارهاى زيادى مىتوانستيم در عرصه رسانهها، به خصوص صدا و سيما انجام دهيم كه انجام ندادهايم و البتّه كارهاى خوب زيادى هم صورت گرفته است. در نظام تعليم و تربيت و دانشگاهها و حوزهها هم همين مسئله صادق است. من معتقدم در عرصه اصلاح فكرى و نظرى، وسعمان به مراتب بيشتر از عرصههاى عملى است؛ البتّه مشروط به اينكه خواص، خود به تحليل و درك درستى از مكتب و زمانه و شرايط كنونى عالم برسند.
موعود: اگر رسيديم به اينكه بايد از ابتدا آغاز كنيم،: براى آن چه مراتبى را پيش بينى مىكنيد؟
آقاى نصيرى: همهاش از ابتدا آغاز كردن نيست. جاهايى كارهايى شده است. ابتداى محض و نقطه صفر نيستيم. گام اوّل اين است كه باب گفتوگو در اين باره باز شود و اين نگاه را محك بزنيم، ببينيم درست است يا نه، شايد غلط باشد. سپس وارد مطالعه و برنامهريزى شويم.
موعود: پس آنچه ما را در زمينهسازى ظهور و اصلاحات حدّاقلى يارى مىكند، درك اضطرار به حجّت و نيز عوامل تمدّنى و ... است كه مارا از گذشته تا بهامروز به اين سطح اضطرار رسانده و تلاش حدّاكثرى براى خروج از اضطرار در حدّ ضرورت كه با مطالعه آغاز مىشود تا جامعه به اكل ميته عادت نكند.
آقاى نصيرى: تمدّن مسلّط و غالب كنونى تنها با ظهور از بين مىرود؛ بنابراين بخش زيادى از اضطرار ما تا زمان ظهور باقى خواهد ماند. ما نيازمند عالمى نو و آدمى نو هستيم كه تنها به دست امام معصوم (ع) محقّق خواهد شد.
موعود: مىتوان با فهم عميق به جايى رسيد كه هم افق شدن با واقعه شريف ظهور را نقطه شروع بدانيم. در راستاى تحوّل بزرگى كه امام انجام مىدهند و از اضطرارها، از جمله سيطره تمدّن غربى نجات پيدا كنيم براى ديگرگون كردن تمام حوزههاى نظرى و عملى كه باعث اين اضطرارها شده، آن تحوّل بزرگ نقطه شروع است.
آقاى نصيرى: تمدّن مهدوى ارتباطى با تمدّنهاى قبلش ندارد و همان گونه كه گفتم، منوط به اصلاحات تمدّنى پيش از ظهور نيست. بنابراين من هم افق شدن را به اين معنا مىبينم كه هرچقدر مؤمنان و متديّنان جامعه را بتوانيم بيشتر دچار تحوّل و رشد عقيدتى و ايمانى كنيم تا در فتنههاى قبل از ظهور، دچار غربال و ريزش نشوند و تعداد رفوزهها را كم كنيم و قبولىها را زياد كنيم، گام بزرگى برداشتهايم. من از زمينه سازى بيش از اين نمىفهمم كه تعداد ياران خراسانى و يمانى و ... را زياد كنيم و افراد به آن درك و تحليل برسند كه از فتنه دجّال و ديگر فتنههاى قبل از ظهور، سالم در بروند. باز تأكيد مىكنم كه ما در هر شرايطى، به اندازه وسعمان مكلّف به اصلاحات عملى نيز هستيم.
موعود: با قدردانى از حضور جناب عالى و شركت در اين گفتوگو. اميد كه مقدّمهاى براى گفتوگوى جدّىتر در حوزههاى مختلف نظرى و عملى جامعه ما باشد. ان شاالله
پىنوشتها:
[١]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص ٢٣٣.
[٢]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٥٢، ص: ٣٦٥.
(٣). سوره ملك (٦٧)، آيه ٣٠.
(٤). سوره حجر (١٥)، آيه ٣.