ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - امنّيت علمى
بر پا مىشود، اسلام كه بر طبق روايات جز اسمى از آن در آخرالزّمان باقى نمىماند، احيا و زنده مىشود: «هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند».[١]
در روايتى نيز آمده است كه: «هنگامى كه قائم قيام كند- هر كس اهل هر دينى باشد- به اسلام گرايش پيدا كند و به آن ايمان آورد.»[٢]
آگاهى و معرفت از لوازم اصلى تأمين امنّيت فرهنگى است. با زنده شدن اسلام و برپايى حكومت الهى، طبيعت بشر به جايگاه اصيل خود- مقام خليفةاللّهى- واقف مىشود. آنگاه فرهنگ غنى اسلامى بر پا مىشود و آرامش و طمأنينه فرهنگى و معنوى باز خواهد گشت.
در دنياى زر و زور و تزوير كنونى كه تبليغات فريب افكار عمومى و شعارهاى دروغين در قالب ارزشها نقش مهمّى يافته و ابرقدرتهاى جهانى با بهرهگيرى از اين راهكارها اعمال ننگين خود را ارزشمند و منطبق بر عدالت جلوه مىدهند. ظهور امام مىتواند چنين راه دشوارى را بر بشر هموار كند. امام باقر (ع) در تفسير آيه ٤١ سوره حج مىفرمايد: «اين آيه در مورد آل محمّد و مهدى و ياوران آنهاست كه خداوند آنان را مالك شرق و غرب زمين مىگرداند و دين را آشكار مىسازد و به وسيله او و يارانش، بدعتها را نابود مىكند؛ همانطور كه بىخردى را به وسيله حق نابود نمود و چنان كند كه اثرى از ستم ديده نشود و به نيكىها فرمان مىدهد و از زشتىها جلوگيرى مىكند.»[٣]
امنّيت علمى
بشر در طول ادوار مختلف با كشف قوانين طبيعى پا به عرصه علوم طبيعى گذاشت و با بهرهمندى از عقل و استعدادها و توانايىهاى ذاتى توانست بر نظام طبيعت چيره شود؛ امّا علوم بشرى همواره در تغيير و تحوّل است و نمىتواند حكم قطعى درباره مسائل ارائه دهد؛ زيرا عقل بشرى بر علوم و قوانين طبيعى احاطه كامل ندارد و همه چيز را با تجربه مىآموزد. به طور كلّى حوزه علوم بشرى همواره با ناامنىهاىفكرى و دگرگونىها رو به روست. با اين گستردگى علوم، مردم در زمان غيبت تنها دو حرف از ٢٧ حرف علم را آموختهاند. امام مهدى (عج) با ظهور خود تمام حروف را در ميان مردم منتشر مىكند. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است: «علم و دانش ٢٧ حرف است. آنچه تا كنون همه پيامبران آوردهاند جز دو حرف بيشتر نيست و مردم تا امروز جز دو حرف از علم آگاهى ندارند. وقتى قائم قيام كند، ٢٥ حرف ديگر را آشكار و در ميان مردم پخش مىكند و آن دو حرف را به آن ضميمه مىنمايد و ٢٧ حرف علم در ميان مردم پخش مىشود.»[٤]
در روايت ديگر نيز آمده است: «آنگاه كه حضرت ظهور كرد ... علم و دانش در دلهاى مؤمنان قرار مىگيرد تا جايى كه مؤمنى نيازمند دانش برادرش نمىشود.»[٥]
زمانى كه قائم (ع) قيام كند، با حكم داوودى ميان مردم حكم مىكند و نيازى به گواه ندارد. خداى تعالى به او الهام مىنمايد