ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٢- ١ «نورانى شدن ارض عالم به كلمه نور» مقياس حوادث عصر ظهور
١. نگاه فرانگرانه به انديشه مهدويت
لازمه تحقيق و تفحّص در حوزه مهدويت، نگاه فرانگرانه و فلسفه تاريخى است. از منظر والاى چنين دانشى است كه مىتوان وسعت عمل و دامنه تأثيرگذارى امام (ع) را درك كرد و به مراتبى از حقايق آن راه برد؛ امّا با همه اين وسعت، اين دانش به تنهايى نارساست.
١- ١. مرجعيت قرآن و عترت، لازمه تحقيق و پژوهش در حوزه مهدويت
اگر چه موضوع «فلسفه تاريخ شيعه» تبيينگر جريان تكامل تاريخى و اجتماعى شيعه است؛ امّا موضوع مهدويت فراتر از اين تبيينهاست. رسيدن به چنين منظر واسعى، در ظرف ما نيست و نمىتوانيم بدون تمسّك به وحى و خاندان عترت، نگاه فرانگرانهاى به جريان مهدويت و مأموريت خاصّ حضرت در هدايت عوالم داشته باشيم. حضور ما همانند سلولهاى پيكره جهانيست كه حضرت، كلمه روح آن جهان هستند:
«فَنَحْنُ رُوحُ اللهِ وَ كَلِمَاتُه؛ پس ما روح خدا و كلمات او هستيم».[١]
آيات فراوانى از كتاب الهى، معطوف به وجود مقدّس امام عصر (ع) است. در روايات نيز به اين مهم اشاره شده است كه ولايت اهل بيت (ع)، قطب قرآن است و مفاهيم قرآنى حول وجود امام معصوم (ع) معنا پيدا مىكنند. حضرت صادق (ع) در يك بيان نورانى فرمودهاند:
«خدا ولايت (حقّ حاكميّت الهى) ما اهل بيت را قطب قرآن و قطب همه كتابهاى آسمانى قرار داد؛ محكمات قرآن بر گرد اين موضوع مىگردد و كتابها به آن اشاره كردهاند و ايمان از آن آشكار مىشود.».[٢]
همچنين آن حضرت در يك بيان شريف ديگر، مفاهيم و محتويات مندرج در قرآن را به سه دسته تقسيم كرده و به خثيمه، يكى از اصحابشان مىفرمايند:
«ثلث قرآن درباره ما و دوستان ما است و ثلث آن درباره دشمنان پيشينيان ما است.»[٣]
براى اين مطلب، شاهد مثالهاى گوناگونى را مىتوان عرضه داشت، به عنوان نمونه؛ مراد از سوگندهايى كه خداوند متعال در آيات سوره مباركه «الشّمس» و «اللّيل» به آنها قسم ياد مىكند، معصومان (ع) هستند:
«وَالشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها؛[٤] سوگند به آفتاب و روشنىاش به هنگام چاشت و سوگند به ماه چون از پى آن برآيد و سوگند به روز چون گيتى را روشن كند».
«شمس» حقيقى عالم، وجود مقدّس نبىاكرم (ص) است و همه روشنايى، فروغ و هدايت هستى با اين چراغ عالم افروز تأمين مىشود. «ضحى» دين حضرت است؛ دين حضرت، پرتوى از وجود مقدّس ايشان و شعاعى از كلمه تامّه الهى است. مقصود از «قمر» نيز، اميرالمؤمنين (ع) است كه نور نبىاكرم (ص) را منعكس مىكنند؛ تالى تلوى كه براى معصوم (ع) مىتوان تعريف كرد، خودش بايد معصوم باشد و غير معصوم را به اين مجال راه نيست. تجلّى «نهار» هم، وجود نورانى امام عصر (عج) است كه با ظهورشان، دين نبىاكرم (ص) را ظاهر مىگردانند و امّت ايشان را به كمال حقيقى مىرسانند.
آنچه خداوند متعال در اين آيات به شكل مجمل بيان مىدارد، جريان كلّى هدايت و سير عوالم از هبوط تا عصر ظهور است. عالم شمسى دارد و قمرى نور آن خورشيد عالمتاب را منعكس مىكند، سير نورانيت عالم و جدال با تاريكى تا آنجا ادامه خواهد داشت كه با تجلّى نهار، اثرى از ظلمت در پهنه كائنات باقى نماند و مخلوقات با ظهور نور دين نبىاكرم (ص) به كمال حقيقى و عبوديت حضرت حق برسند. نقطه بروز اين كمال و تجلّى نهار، ظهور وجود مقدّس حضرت صاحبالزّمان (عج) است.
شب عالم و چيستى و چگونگى ظلمت، در آيات نورانى سوره مباركه «الليل» بيان شده و درگيرى نبىاكرم (ص) در آن مطرح گرديده است:
«وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى؛[٥] سوگند به شب آنگاه كه جهان را در خود فرو پوشد و سوگند به روز آنگاه كه آشكار شود».
روايات اهلبيت عترت و طهارت (ع) اين آيات را معنا كرده و فرمودهاند: مراد از «الليل» دولت بنىتيم و بنىعدى يا خود دومى است؛ آنها حجاب دولت اميرالمؤمنين (ع) شدند و از ظهور حقيقت نور و كلمه ولايت ايشان ممانعت به عمل آوردند. «النّهار» هم وجود مقدّس امام زمان (ع) است كه با تجلّى خود، بساط دولت ظلمت و شب تاريك و جور تاريخ را جمع مىكند و پرتو شمس نبىاكرم (ص) و دين آن حضرت را ظاهر مىگرداند.
٢- ١. «نورانى شدن ارض عالم به كلمه نور» مقياس حوادث عصر ظهور
بنا به آيات و روايات، حقيقت عصر ظهور، تجلّى كلمه تامّه الهى در پهنه عالم است. وجود مقدّس نبىاكرم (ص) از مسير و مجراى خليفه تامّ ايشان تجلّى مىكند و به عمر دولت باطل خاتمه مىبخشد. اين نگاه، مهيمن بر تحليلهاى ديگر است؛ افق كلانى است كه نگاههاى خرد را نيز در بر مىگيرد و عصر ظهور و اتّفاقات آن، همچون: «جارى شدن عدالت در عالم» را تبيين مىكند. اگر عالم، عالم ديگرى مىشود و روابط به شكل عادلانه تنظيم مىشوند، اين تحوّل از آثار تجلى «كلمه نور» الهى است. بخشى از آثار اين تجلّى در صلوات بعد از «زيارت آلياسين» آمده است: