ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - استفاده از القاب داراى مفاهيم دينى
اين بهترين كسى كه در روى زمين قدم زده است.
رسول خدا (ص)، على (ع) را به همين معنا هادى و مهدى خواند و فرمود: «اگر على را به رهبرى و زمامدارى برگزينيد- ولى نمىبينم كه اين كار را بكنيد- او را هادى و مهدى خواهيد يافت كه شما را به صراط مستقيم رهبرى مىكند.»[١]
مهدى به اين معنى را گاهى حديثسازان يا شاعران چاپلوس در مقام مدح و ستايش، درباره برخى از خلفاى اموى و عبّاسى نيز به كار مىبردند. از ميان خلفاى عبّاسى نخستين كسى كه او را لقب مهدى دادند ابوالعبّاس سفاح، نخستين خليفه عبّاسى بود.[٢]
روزى وهب بن منبه (يهودى الأصل و از راويان اسرائيليات) درباره عمر بن عبدالعزيز، خليفه اموى كه در حكومت دو سالهاش (٩٠- ١٠١ ق.) اصلاحات عدالتخواهانه را تعقيب مىكرد، گفت: اگر در اين امّت، مهدى وجود داشته باشد، او عمر بن عبدالعزيز است.[٣]
در زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز، شخصى به نام ابراهيم بن ميسره، با اشاره به او از طاووس پرسيد: او مهدى است؟ طاووس پاسخ داد: مهدى است، امّا او نيست، چون هنوز عدالت را كاملًا اجرا نكرده است.[٤]
همچنين فرزدق شاعر در مدح سليمان بن عبدالملك، خليفه اموى چنين سرود:
سليمانالمبارك قد علمتم
هو المهدى قد وضح السبيل؛ مىدانيد كه سليمان مبارك مهدى است و راه را روشن ساخته است.
ديگرى در مدح هشام بن عبدالملك، خليفه ديگر اموى چنين سرود:
فقلت له الخليفه غير شك
هو المهدى و الحكم الرشيد؛[٥] بدون شك، به او خليفه گفتم، او مهدى و حاكم هدايت يافته است.
سوءاستفاده عبّاسيان از مهدويّت
چنانكه گذشت چون مهدويّت يك امر پذيرفته شده در جامعه اسلامى بوده، در تاريخ، گاهى توسط برخى از فرصتطلبان مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. در اين ميان، گرچه توسط داعيهداران از سران علويان و فاطميان مانند محمّدبن حنفيّه و محمّد نفس زكيّه[٦] به حكم انتساب به دودمان نبوى و انطباق بعضى از مشخّصات آنها با مهدى منتظَر، مورد بهرهبردارى قرار گرفته است يا طرفداران آنها چنين اعتقادى درباره آنها داشتهاند- كه در ادامه به بعضى از آنها اشاره خواهد شد- و گرچه بعضى از خلفاى اموى را هم گاهى مهدى مىناميدند، امّا اسناد و شواهد فراوانى نشان مىدهد كه عبّاسيان چه در دوران قيام و مبارزه با امويان و چه پس از قبضه حكومت، به صورت گسترده از مهدويّت به عنوان ابزار سياسى استفاده كرده، در اين راه حتّى از جعل حديث نيز فروگذارى نكردهاند.
بايد توجّه داشته باشيم كه چون در نيمه اوّل قرن دوم هجرى، اخبار نزديك بودن ظهور مهدى منتظَر (ع) كه دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، در صحنه جامعه به طور خيلى شايعى مطرح بود و حاصل اين اخبار كتابهاى ملاحم و فتن بود، بنابراين طبق معمول، هر انقلابى كه بر ضدّ نظام موجود (اموى) صورت مىگرفت براى جذب مردم به صفوف خود، فعّاليتها و اقداماتش را بر اساس برخى از شعارها و پيشگويىها پايهريزى مىكرد و آنها را بين مردم ترويج مىكرد. از جمله اين قيامها، قيام عبّاسيان بود كه از سال ٩٨ ق. پايهريزى شد و به صورت فعّاليتها و مبارزات سياسى ادامه يافت و در سال ١٢٨ ق. به صورت قيام مسلّحانه آغاز شد و در سال ١٣٢ ق. به پيروزى رسيد و حكومت اموى منقرض گرديد.
استفاده از القاب داراى مفاهيم دينى
عبّاسيان از همان آغاز، از القاب داراى مفاهيم دينى- سياسى استفاده مىكردند چنانكه ابراهيم بن محمّد عبّاسى