ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - پيك نامه ها
از تعرّض به قرآن باز دارد؟» شاگرد كندى گفت: ما شاگردان او هستيم و نمىتوانيم به اشتباه استاد اعتراض كنيم. امام فرمود: «اگر مطلبى به شما بياموزم، به او مىرسانى؟» عرض كرد: آرى. حضرت فرمود: «نزد او برو و با ملاطفت و مهربانى، به او نزديك شو، سپس از او سؤال كن: آيا ممكن است گوينده قرآن از گفتار خود غير از آنچه شما پنداشتىاى، معنى ديگرى اراده كرده باشد؟ او به تو خواهد گفت: آرى، اين احتمال وجود دارد؛ زيرا انسان هنگام شنيدن، بهتر متوجّه معانى مىشود و آنها را درك مىكند؛ چون اين سخن را گفت، به او بگو: شما چه مىدانى شايد منظور گوينده كلمات قرآن غير از چيزى باشد كه شما تصوّر كردهاى و او الفاظ قرآن را در غير معانى خود به كار برده باشد.»
آن مرد نزد كندى رفت و مواردى را كه امام به او آموزش داده بود، اجرا كرد. كندى به او گفت: پرسش خود را يكبار ديگر تكراركن و او سؤال را تكرار كرد. كندى با خود انديشيد و دريافت كه هم از جنبه لغت و هم از ديد علمى امكان چنين احتمالى وجود دارد، از اينرو، به شاگردش گفت: به من بگو اين سخن را از كجا آموختهاى؟ شاگرد گفت: اين مطلبى بود كه در دلم خطور كرد و آن را بر تو عرضه كردم. استاد گفت: هرگز فردى چون تو به اين گفته راه نمىيابد و به اين مرتبه از سخن نمىرسد. به من بگو آن را از كه آموختهاى؟ شاگرد در نهايت پاسخ داد: حقيقت اين است كه ابومحمّد، امام حسن عسكرى (ع) مرا با اين سؤال آشنا كرد. استاد گفت: اكنون واقع امر را گفتى. سپس افزود: چنين سؤالى تنها زيبنده اين خاندان است و آنانند كه مىتوانند حقيقت را آشكار كنند. سپس كندى دستور داد آتشى برافروختند و تمام نوشتههاى خود را در آتش افكند.[١]
ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان
در زمان امام عسكرى (ع) تشيّع در مناطق مختلف و شهرهاى متعدّدى گسترش و در نقاط فراوانى تمركز يافته بود. شهرها و مناطقى مانند «كوفه»، «بغداد»، «نيشابور»، «قم»، «خراسان»، «مدائن»، «يمن»، «رى»، «آذربايجان»، سامرّاء، «جرجان» و «بصره» از پايگاههاى شيعيان به شمار مىرفتند.
گستردگى و پراكندگى مراكز تجمّع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظّمى را ايجاب مىكرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يكسو و ارتباط آنان را با همديگر را از سوى ديگر برقرار سازد و از اين رهگذر، آنان را از نظر دينى و سياسى رهبرى و سازماندهى كند. اين نياز از زمان امام نهم (ع) احساس مىشد و از آن زمان، شبكه ارتباطى وكالت و نصب نمايندگان در مناطق مختلف به منظور برقرارى چنين سيستمى از آن زمان به مورد اجرا گذاشته مىشد. اين برنامه در زمان امام عسكرى (ع) ادامه يافت و ايشان نمايندگانى از ميان چهرههاى درخشان و شخصيّتهاى برجسته شيعيان برگزيد و در مناطق متعدّد، منصوب كرد. ايشان با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان تشيّع را در همه مناطق زير نظر داشت.
نمايندگان امام، داراى سلسه مراتبى بودند و حوزه فعّاليت هر كدام از آنها مشخّص بود. در اين ميان، وجوه جمعآورى شده بايد در نهايت به دست وكيل اصلى امام برسد و او به امام برساند.[٢]
حضور در خانه شيعيان
از جمله عنايات آن حضرت به شيعيان اين بود كه هرگاه مصلحت مىديد، به شيعيان دستور مىداد كه پس از نماز عشاء، در خانه يكى از شيعيان كه از پيش معيّن شده بود، گرد هم آيند تا با آنان ديدار كند. شيعيان به دستور حضرت در آنجا گرد مىآمدند و مشكلات و مسائل شرعى خود را با حضرت در ميان مىگذاشتند. اين در حالى بود كه تنگناهاى بسيارى براى هرگونه ارتباط آن حضرت با شيعيان از جانب حكومت عبّاسى ايجاد شده بود. امام در عصر خود، توجّه بسيارى به حفظ و نگهدارى شيعيان خود داشت؛ زيرا مىدانست آنان مورد خشم و غضب هستند و از ناحيه حكومت، تحت پيگردند و در معرض كشتار و آوارگى قرار دارند. آن حضرت به شيوههاى گوناگون آنان را از مكر و حيله دشمنان و حكومتهاى ستمگر برحذر مىداشت.[٣]
امام به ياران خود فرمان مىداد كه خاموشى اختيار و از فعّاليت [بر ضد حكومت] خوددارى كنند تا كارها در مجراى خود افتد و حوادث رو به راه شود. حتّى امام وقتى يارانش در بند و زندان بودند، آنان را از شِكوه و تظلّم باز مىداشت.[٤]
پيك نامهها
افزون بر شبكه ارتباطى وكالت، امام از طريق اعزام پيكها، با شيعيان و پيروان خود ارتباط برقرار مىكرد و از اين رهگذر [نيازهاى] آنان را مرتفع مىساخت.
همچنين ايشان از راه مكاتبه با شيعيان ارتباط برقرار مىكرد و از اين رهگذر، آنان را زير چتر هدايت خويش قرار مىداد.[٥]