ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - پشتيبانى مالى از شيعيان
فعّاليتهاى سياسى پنهان
امام عسكرى (ع) با وجود همه محدوديتها و كنترلهايى كه از طرف دستگاه خلافت به عمل مىآمد، سلسله فعّاليتهاى سرّى سياسى را رهبرى مىكرد كه با گزينش شيوههاى بسيار ظريف پنهانكارى از چشم بيدار و مراقب جاسوسان دربار به دور مىماند.
با اين حال، موضع آن حضرت در برابر حكمرانان و حكومت جور، مهمترين معيار خواهد بود. حكومت عبّاسى كه از زمان امام رضا (ع) تلاش داشت با بهرهمندى از نام امام، سود سياسى- اجتماعى به دست بياورد. با اين سياست مزوّرانه دربار، امام حسن عسكرى (ع) توانست امتيازهاى فراوان به دست آورد، ولى موضع و برخورد امام در برابر حكمرانان، مانند موضع پدر بزرگوارش در ارتباط با حكومت، محتاطانه بود، بىآنكه توجّهى را جلب كند يا در دستگاه حكومت وارد شود، بلكه رابطه ايشان به پيروى از خطّ پدرانش در برابر قدرت و دولت عبّاسى، رابطهاى ظاهرى به شكل روابط روز بود. موضع منفى امام در برابر حكومت، احترام و منزلتى رفيع براى ايشان فراهم آورد. اين مسئله را از علاقه وزيران دستگاه به آن حضرت مىتوان ديد.
امام عسكرى (ع) درباره برخى حوادث، سكوت اختيار مىكرد، بىآنكه بهطور مثبت يا منفى درباره آن نظرى ابراز فرمايد. همانگونه كه با رهبر شورش «زنگ يا زنج» كه مدّعى بود به امام على (ع) منسوب است، رفتار كرد و او را از اهل بيت ندانست. شورش صاحب زنگ برخاسته از برنامه و خطّ مشى اهل بيت نبود. كشتار مردمى بسيار و مصادره اموال و آتش زدن شهرها و به اسارت بردن زنان، هيچ يك از آن كارها، حساب يا انگيزه دينى نداشت.
موضع امام درباره رفتار شورشيان، به علّت كارهاى خلاف احكام اسلامى كه مرتكب شده بودند، قطعاً موضع مخالف و محكوم كننده بود. امام سكوت را ترجيح داد. از روش آنان عيبجويى نكرد و به تفاصيل آنها توجّه نفرمود. اگر چنين كرده بود، اين كار تأييد ضمنى دولت به شمار مىرفت؛ زيرا شورش زنگ با توجّه به نقطهضعفهاى فراوان و منفى آن، در نهايت براى ضعيف كردن حكومت عبّاسيان و در هم شكستن قدرت و نفوذشان با هدفهاى امام تطبيق مىكرد و آن امرى بود كه شايستگى داشت كه امام براى مصالح نهضت و فعّاليت خود از آن استفاده كند. هر چند ميان معارضان اختلاف باشد، ولى همگى در مخالفت با دشمن واحد، منافع مشترك دارند.[١]
پشتيبانى مالى از شيعيان
يكى ديگر از فعّاليتهاى امام عسكرى (ع) حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، به ويژه ياران خاص و نزديك آن حضرت بود. با مطالعه در زندگى آن امام بزرگوار، اين مطلب به خوبى آشكار مىشود كه گاهى برخى ياران امام، از تنگناى مالى در محضر ايشان شكوه مىكردند و حضرت گرفتارى مالى آنان را برطرف مىكرد و گاه حتّى پيش از آنكه اظهار كنند، امام مشكل آنان را برطرف مىكرد. اين اقدام امام مانع مىشد كه آنان زير فشار مالى، جذب دستگاه حكومت ستمكار عبّاسى شوند.[٢]
اين امام همام در همه مواردى كه احساس مىكرد، مىتوان يارانش را با ارسال پول يارى داد، از اين امر خوددارى نمىكرد. گفتنى است براى امام از مناطق گوناگون اسلامى كه پايگاههاى شيعيان آن حضرت بود، به وسيله نمايندگان ايشان كه در آن مناطق پراكنده بودند، اموال بسيار برده مىشد و امام با دقّت بسيار و با روشهاى گوناگون مىكوشيد تا آن امر را كاملًا از چشم دولتيان بپوشاند. مىتوان ديد امام كه تحت نظر و زير فشار بود، چگونه پولها را تحويل مىگرفت و به گونهاى كه صلاح مىدانست، به مصرف مىرساند، بىآنكه دستگاه جور از آن فعّاليتها چيزى درك كند، بلكه ناتوان و دست بسته، در برابر امام به سر مىبرد و با وجود كوشش بسيار، از كشف مسئله ناتوان بود و اگرگاهى دولت برخى اموال را كشف مىكرد، به اين علّت بود كه برخى اطرافيان امام، در انتخاب روش صحيح، سهل انگارى مىكردند.[٣]
همچنين امام عسكرى (ع) در مواردى كه صلاح مىديد، رقمهاى قابل توجّهى در اختيار نمايندگان ويژه خود قرار مىداد تا طبق صلاحديد خود ميان شيعيان و نيازمندان انفاق كنند و آنان را از گرفتارىهاى مالى رهايى بخشد. تأكيد دوباره بىراه نيست كه پرداخت چنين مبالغى با توجّه به محدوديت هرگونه فعّاليت امام، نبايد مورد ترديد يا انكار قرار گيرد؛ زيرا اين تحرّكات در پوششى كاملًا مخفى صورت مىپذيرفت.[٤]
همچنين امام عسكرى (ع) درباره حفظ و نگهدارى اموال مسلمانان و بيم از تباه شدن و از بين رفتن آنها، توجّه بسيارى مىكرد. به همين دليل، در بيشتر مناطق شيعهنشين، براى دريافت حقوق شرعى از مردم و صرف آنها ميان نيازمندان و تهىدستان، نمايندگان و وكلايى تعيين فرموده بود تا شيعيان براى حلّ مشكلات شرعى و اجتماعى خود به آنها مراجعه كنند. آن بزرگوار به كارها و امور