ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - دهه سينماى آپوكاليپتيك
جايزه به خود اختصاص داد.
ب) هرى پاتر؛ براساس داستانهاى جى. كى. رولينگ كه طى سالهاى ٢٠٠١ م. تا ٢٠١٠ م.، (در ٧ قسمت) «سنگ جادويى»، «دالان اسرار»، «زندانى آزكابان»، «جام آتش»، «محفل ققنوس»، «شاهزاده دو رگه» و بخش اوّل از «يادگاران مرگ» به نمايش گذارده شد.
ج) نارنيا؛ براساس داستانهاى سى. اس. لوييس. (در ٣ قسمت) «شير، كمد، جادوگر»، «شاهزاده كاسپين» و «كشتى سپيده پيما» طى سالهاى ٢٠٠٥ م. تا ٢٠١٠ م. بخشهايى از يكى از جدّىترين متون ادبى و ايدئولوژيك غرب را به تصوير كشيد. نارنيا كه در اصل يك واژه شرقى به معناى سرزمين آتش است به ماجراى چند جوان مسيحى در خلال جنگ دوم جهانى مىپردازد كه از يك دروازه برزخى وارد سرزمين اجنّه و شياطين (با تعبيرات انجيلى) شده و سعى مىكنند با يارى يك شير مسيحاگونه به نام اصلان زمينهها را براى بازگشت قلمرو از دست رفته شاهزادهاى را به وى فراهم آورند.
به اينها اضافه كنيد: «مردان ايكس» (٤ قسمت در طول دهه اوّل قرن بيست و يكم و پنجمى كه در سال ٢٠١١ نمايش داده مىشود)، «بچّههاى جاسوس» (٣ قسمت طى سالهاى ٢٠٠١ تا ٢٠٠٣ م.)، «قطب نماى طلايى» (براساس داستان «نيروى اهريمنىاش» اثر فيليپ پولمن و «ترانسفورمرز» (٢ قسمت در سالهاى ٢٠٠٧ م. و ٢٠٠٩ م.)، «دزدان درياى كاراييب» و «نفرين مرواريد سياه» در سال ٢٠٠٣ م.، «صندوقچه مرد مرده» در سال ٢٠٠٧ م. و «در انتهاى جهان» در سال ٢٠٠٩ م.)، «هل بوى» كه طى سالهاى ٢٠٠٤ م. و ٢٠٠٧ م. بهوسيله گيلرمو دل تورو در دو نسخه بر پرده سينماها رفت. «شيطان ساكن» در ٤ قسمت «شيطان ساكن» (٢٠٠٢ م.)، «آخرالزّمان» (٢٠٠٤ م.)، «انقراض» (٢٠٠٧ م.) و «آخرت» (٢٠١٠ م.) كه به ايستادگى و مبارزه يك زن خارق العاده در برابر حاكميت زامبىها مىپرداخت.
علاوه برهمه آنچه ذكر شد، در طى سالهاى پس از ٢٠٠١ م. هاليوود اكثر كاراكترهاى شبه منجى خود، از سالهاى بسيار دور تا امروز را نيز به ميدان آورد:
از «اسپايدرمن» و «مرد آهنى» وكميك استريپهاى مارول مانند «٤ شگفت انگيز» گرفته تا توليد گروهى از آنها كه طى دهه ٨٠ و ٩٠ هزاره پيش آغاز شده بود، همچون «سوپرمن» كه با عنوان «سوپرمن باز مىگردد» (٢٠٠٦ م.) توليد شد. دوباره اين منجى اسطورهاى را پس از فلج شدن كريستوفر ريو و پس از گذشت ٢٠ سال به صحنه سينما آوردند يا «ماجراهاى بتمن» كه از اوايل دهه ٨٠ ميلادى دوباره در دستور كار هاليوود قرار گرفته بود (٤ قسمت آن هم با اسامى «بتمن»؛ «بازگشت بتمن» در دهه ٨٠ ميلادى و «بتمن براى هميشه»؛ «بتمن و رابين» در دهه ٩٠ روى پرده رفته بود) توسط كريستوفر نولان در سالهاى ٢٠٠٥ م. و ٢٠٠٨ م. با عناوين «بتمن آغاز مىكند» و «شواليه تاريكى» اين افسانه قديمى را در قلب ماجراهاى آخرالزّمانى قرار داد. يا جيمزباند كه پس از گذر از «گلد فينگر» و «شما فقط دوبار زندگى مىكنيد» و «الماسها ابديند» و مأمورانى مانند: شان كانرى، راجر مور، تيموتى دالتون و پيرس برازنان در دهه نخست از هزاره سوم به يك منجى تمام عيار به نام دنيل كريگ رسيد كه با قدرت و زور بازوى خويش در فيلمهايى مثل «كازينو رويال» و «كوانتوم آرامش» در صدد نجات جهان از تروريستهاى شرور و خبيث بود.
حتّى برادران كوئن كه سالها مخاطبان خود را با طنز، مطايبه