ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ٢ راهبرد غرب در برخورد با اصولگرايى اسلامى
٢. راهبرد غرب در برخورد با اصولگرايى اسلامى
اينكه نظريّهپردازان غربى در عمل چه راههايى براى مهار اصولگرايى اسلامى برگزيدهاند، موضوعى است كه بايد از لابهلاى سخنان ديگر تحليلگران سياسى غربى دريافت.
مجله انگليسى «اكونوميست»، در ماه اوت ١٩٩٤ م. (مرداد ١٣٧٣ ش.) ويژهنامهاى را به چاپ رساند كه موضوع آن، اسلام و غرب بود. در مقدّمه اين ويژهنامه ضمن بيان اين مطلب كه اسلام طرز فكر رايج غربى در پايان قرن حاضر را رد مىكند، بر اين نكته تأكيد شده بود كه پديده اصولگرايى اسلامى در ٢٥ سال گذشته، رشد چشمگيرى داشته است. اكونوميست درباره نگرانى غربيان از اين پديده مىنويسد:
اين همان چيزى است كه در ساير نقاط جهان، مخصوصاً در بين اروپاييان نگرانىهايى را ايجاد مىكند.
اين مجله آنگاه خطراتى را كه موج بيدارى اسلامى براى منافع غرب، بهويژه آمريكا در سطح جهانى در پى دارد، برشمرده است. اكونوميست در ادامه بر ضرورت مهار پديده اصولگرايى اسلامى توسط غربيان تأكيد كرده است و سه پيشنهاد براى مهار مسالمتآميز آن ارائه مىكند كه عبارتند از:
١. هماهنگسازى اقتصاد كشورهاى اسلامى با سيستم اقتصادى غرب؛
٢. برداشتن مرزهاى اخلاقى خصوصاً در روابط بين زن و مرد؛
٣. حاكم كردن اصول دموكراسى غربى در نظامهاى سياسى كشورهاى اسلامى.[١]
حدود يك دهه پس از طرح اين پيشنهاد، كالين پاول، وزير خارجه وقت آمريكا از طرح مشاركت آمريكايى و خاورميانهاى خبر داد كه بر سه محور بنا شده بود:
همكارى با بخشهاى عمومى و خصوصى و تشويق آنان به سرمايهگذارى و اصلاحات اقتصادى؛ پر كردن شكاف موجود در راه آزادىها و گسترش مشاركتهاى سياسى و حمايت از نقش زنان در جامعه.[٢]
در سال ٢٠٠٧ م. يعنى شانزده سال پس از طرح پيشنهادى نيكسون براى پشتيبانى از تجدّدطلبان در جهان اسلام، «مركز سياست عمومى خاورميانه، مؤسّسه رند»[٣] با پشتيبانى مالى «بنياد اسميت ريچاردسون»[٤] پژوهشى با عنوان «ايجاد شبكههايى از مسلمانان ميانهرو» انجام ميدهد كه در آن، راهكارهايى براى مقابله با آنچه افراطگرايى اسلامى خوانده ميشود، ارائه شده است. يكى از راهكارهاى ارائه شده در اين پژوهش، ايجاد شبكههايى از مسلمانان ميانهرو است.
در اين پژوهش، ويژگيهاى متعدّدى براى مسلمانان ميانهرو برشمرده شده است كه از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
ويژگى ديگر مسلمانان ميانهرو احترام به حقوق زنان و حقوق اقلّيتهاى مذهبى است. آنها نسبت به فمينيستهاى مسلمان- گفتوگوهاى بين مذاهب، آزادانديشانه برخورد ميكنند و معتقدند برخى نمونههاى تبعيضآميز در قرآن و سنّت نسبت به موقعيّت زنان در جامعه و خانواده (همچنين تعلّق گرفتن يك دوم ارثيه به فرزند دختر در برابر پسر) بايد باز تعريف شود؛ زيرا شرايط فعلى جامعه با زمان حضرت محمّد (ص) تفاوت دارد. آنها از حقّ زنان براى دسترسى به آموزش، بهداشت و حقّ مشاركت در فرآيندهاى سياسى نيز حمايت ميكنند.[٥]
چنانكه ملاحظه ميشود، در پژوهش ياد شده، داشتن نگرشهاى همسو با نگرشهاى فمينيستى و اعتقاد به وجود تبعيض در قرآن و سنّت نسبت به زن و خانواده را از ويژگيهاى برجسته مسلمانان ميانهرو برشمرده است؛ يعنى همان گروه از مسلمانان كه غرب بايد در مقابل گروههاى اصولگرا از آنها پشتيبانى كند.
بنابراين، ميتوان گفت يكى از راهكارهايى كه براى مهار