ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٥
بحث درباره ضرورت آشنايى با وطن و مقصدمان بود و اينكه بدانيم اصل و ريشه ما چيست؟ چگونه به اينجا آمدهايم؟ قبلًا كجا بوديم؟ و به كجا خواهيم رفت؟ گفتيم اگر خانواده آسمانى خويش را پيدا نكنيم و صرفاً با خانواده زمينيمان زندگى كنيم، در بازگشت به نظام ابدى و نزد آن خانواده آسمانى، اگر با آنها در دنيا انس و آشنايى نداشته باشيم، باعث جدايى ما در نظام ابدى و خانواده آسمانى ما مىشود. آنچه كه در اسلام در نظام دنيايى و آخرتى به عنوان خوشبختى طرّاحى شده است، منوط به فهم، كشف و ارتباط با خانواده آسمانى افراد است. هر قدر ارتباط انسان با خانواده آسمانىاش بيشتر مىشود، حجم شادى و آرامشش بيشتر مىشود. به همين دليل اگر كسى دچار غصّه، اضطراب و گرفتارى شده است، يقيناً از اصل و وطن خود و خانواده آسمانىاش دور شده است. هر قدر انسان به اين خانواده نزديكتر مىشود، به اصل و ريشه خود نزديكتر شده است؛ هرقدر انسان خود را در پناه آنها قرار دهد، در امانتر و آرامتر، شادتر و خوشبختتر است. همه گرفتارىها و بدبختىها، غصّهها و تحقير شدنها به خاطر اين است كه از حاميان حقيقى خود فاصله گرفتهايم؛ يعنى دست آنها را از كمك به خودمان كوتاه مىكنيم و مىخواهيم با اكتفا به توانايىها و هوش خود كار كنيم.
اگر مىتوانيم راحت عبادت كنيم، حرم برويم و زيارت كنيم اين در ضمير ما است كه شب به خانههايمان بر مىگرديم. مثلًا اگر به كسى بگويند امشب جايى را نداريد كه برگرديد؟ اين شخص فكر مىكند كه اگر از اينجا خارج شدم به كجا پناه ببرم؟
در حركت به سمت ابديت اين مسئله بسيار مهم است. بزرگترين اشتباه ما اين است كه فكر مىكنيم كه شوهر، خانه، فرزند، پدر و مادر موجب امنيت و آرامش هستند. دل انسان، طالب آرامش است و با داشتن خواهر، مادر، پدر، همسر، شغل و خانه به آن آرامش نمىرسد؛ بلكه اصل و ريشه خود را مىخواهد و تا زمانى كه پيوند با خانواده آسمانى ايجاد نشود ناآرامى، درگيرى، طلاق، گرفتارى و دعواها دامنگير انسان است، اگر انسان ارتباطش را با اصل و ريشه خود قطع كند، ديگر نمىداند كه كيست؟ در نتيجه نمىتواند خوب فكر كند و تصميم بگيرد.
در اين زمينه تعبير فوق العادّه زيبايى از اميرالمؤمنين (ع) است كه: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَقَلَ وَ مَنْ جَهِلَهَا ضَلّ؛[١] هر كه شناخت نفس خود را دانا شد و هر كه ندانست آن را گمراه شد ..» كلمه عقل، يعنى تعقلّش طبيعى است و عقلش به كار مىافتد؛ يعنى در انتخابات، ارتباطات، رفتارها و افكار كه سازنده دنيا و آخرت انسان مىباشند، مىتواند معقول عمل كند.
قرآن مىفرمايد:
«وقتى به جهنّمىها مىگويند: چطور شد كه شما جهنّمى شديد؟ آنها پاسخ مىدهند: «وَقالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ؛ و گويند: اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقّل كرده بوديم در [ميان] دوزخيان نبوديم.» سعير از بدترين جايگاه جهنّم است و جهنّم محصول بىعقلى و خوب فكر نكردن مىباشد.»
انسان وقتى خودش را زن يا مرد معنا مىكند و از تولّد تا مرگ را مىنگرد، چون اين نگاه به خود اشتباه مىباشد در نتيجه هر تصميمى كه مىگيرد اشتباه است؛ حتّى انسان فكرش را به كار مىاندازد و نقشه مىريزد؛ ولى موفّق نمىشود. آيا از خود پرسيدهايم كه چرا از هر چهار ازدواج سه تا از آنها دچار شكست مىشوند؟ مگر اينها عقل ندارند؟ در حالى كه ٧٠ درصد از اين افراد مدركى بالاتر از ديپلم دارند؟ چون عقل مبتنى بر شناخت صحيح نمىباشد؛ بنابراين فرد دچار آسيب مىشود. بنابراين براى اينكه بتوانيم در دنيا آرام، شاد و قدرتمند زندگى كنيم بايد خود را به خانواده آسمانيمان برسانيم و پناه بگيريم. در «زيارت عاشورا» مىخوانيم «ان يجعلنى معكم فى الدّنيا و الاخرة؛ آرزويم و دغدغهام اين است كه با شما (خانواده آسمانىام) باشم.» اين نبايد يك شعار يا يك دعا باشد كه من فقط اين دعا را بخوانم، خواندنى نيست؛ بلكه خواستنى مىباشد. انسان بايد براى اتّصال به خانواده آسمانىاش، خود را به زحمت بياندازد و اين اتّصال خيرات و بركات زيادى را همراه دارد كه مىتوانيم اين را در وجود خود هر لحظه احساس كنيم.
حضرت مىفرمايند: «من جهلها ضلّ؛ كسى كه خودش را نمى شناسد گمراه مىشود.» انسانى كه خود را اشتباه معنا مىكند تمام ساختار بلنداى وجودش را نمىتواند ببيند و خود را از تولّد تا مرگ معنا مىكند و به وفات و برزخ و به آن عالم عظيم كه ميلياردها برابر از اين دنيا بزرگتر و جذّابتر و شيرينتر و پيشرفتهتر است، فكر نمىكند. مثل جنين كه وقتى به آن گفته مىشود قرار است چند روز ديگر وارد عالمى بزرگتر و پيشرفتهتر و كاملتر از رحم مادر شود، او نمىتواند درك كند؛ ولى جنين سالم خودش را براى دنيا آماده كرده است؛ يعنى براى فركانسها گوش درست كرده، براى طول موج چشم ساخته، براى هوايش دستگاه تنفّسى ساخته است.
اگر انسان بفهمد كه چند ساعت ديگر وارد چه عالم با عظمتى مىشود، دنيا برايش جز يك رحم بسيار كوچك نيست. پس با اين ديد انسان مىتواند انتخاب ارتباط افكار و ارتباط صحيحى داشته باشد.