ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - راه هاى نرفته!
آن ادامه مىدهيم، اين است كه از آغاز انقلاب تا بهامروز چنين وعدههايى دادهايم؛ در حالى كه به نظر من در يك برآيند نهايى از توانايىها و تنگناهاى داخلى، خارجى، تمدّنى و ... ما اگر بتوانيم در حدّ توان و با انجام تكليف در حوزههاى فردى و جمعى، بخشهايى از اهداف دينىمان را هم محقّق كنيم، كار بزرگى انجام دادهايم. اينكه ما وعده هفتاد هشتاد درصدى بدهيم، هم خودمان را به عنوان نظام و مسئولان دچار مشكل مىكنيم و هم جامعه را نسبت به خود مسئله دار مىكنيم. اين امر به راحتى براى مردم قابل توضيح است كه ما چه تنگناهايى براى تحقّق يك جامعه تراز اسلامى داريم. اگر اين مسئله براى مردم توضيح داده شود، آنگاه بسيارى از تعارضات روحى و اجتماعى كه ناشى از اين مسئله است كه چرا جامعه آن گونه كه وعده داده شده، دينى نشده است، كاهش خواهد يافت؛ به طور مثال، از جمله بحثهايى كه ظرف اين سى و دو سال پس از انقلاب مطرح بوده است، موضوع بانكدارى اسلامى است. ما همچنان از امكان و بعضاً از محقّق شدن بانكدارى اسلامى سخن مىگوييم؛ در حالى كه از اين نكته غافليم كه بانك، امرى مدرن و محصول اقتصاد مدرن بوده و ماهيتاً ربوى است و بدون ربا نمىتواند به حيات خود ادامه دهد. مثلًاً آيا شما مىتوانيد در روزگار كنونى جريمه تأخير در پرداخت بدهىها را كه غير شرعى است، حذف كنيد؟ آيا حذف اين جريمه به متضرّر شدن بانك يا ورشكستگى آنها منجر نخواهد شد؟ آيا بانكها مىتوانند به راحتى بر اجراى درست عقود نظارت كنند؟ آيا ديوانسالارى بانكى خود منشاء بسيارى از مفاسد، نظير آنچه كه در اختلاس اخير ديديم، نيست؟ و دهها معضل ديگر، با وجود اين چه اصرارى بر سخن گفتن از بانكدارى اسلامى داريم و چرا براى مردم تنگناهاى اين امر را توضيح نمىدهيم و نمىگوييم كه ما امروز گريزى از اين نوع بانك در عين حال كه اسلامى نيست، نداريم؟ و چرا تلاشمان را بر اين امر متمركز نمىكنيم كه مثلًاً ميزان سود بانكى را كاهش دهيم يا مثلًاً صندوقهاى قرض الحسنه را براى مبالغ پايينى كه مردم به آن نياز دارند، گسترش بدهيم.
در نظام تعليم و تربيت و رسانهها هم مسئله به همين شكل است. ما عموماً مشكل نظام تعليم و تربيت و غير اسلامى بودن دانشگاهها را تنها به مديران يا فقدان برنامهريزى يا سالم نبودن فضاى حاكم بر آن يا فقدان اساتيد مناسب و معتقد به اندازه كافى مربوط مىكنيم؛ اين بخش جايگاه خودش را دارد؛ در حالى كه غافليم از الحاد و سكولاريسم كه امرى نهادينه شده در سلوك علمى نظام تعليم و تربيت جديد است كه عمرى يك صد ساله در كشور ما دارد و اين مشكلى نيست كه با يك خيز سياسى يا برنامه ريزى معمولى اصلاح شود. ما بدون توجّه به اين مسئله شعار مىدهيم و بعد به سرجاى اوّل خودمان برمى گرديم و كلّى تعارض و مشكل براى خودمان و ديگران درست مىكنيم. در نظام رسانهاى ما، يعنى سينما و راديو و تلويزيون و مطبوعات هم مسئله همين گونه است. يعنى اين رسانهها براى پاسخ به يك نياز دينى و روحى و معنوى ساخته نشده اند و