ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ٤ روايت و اخبار شيعه
مىشود. رواياتى كه در آنها خصوصيات اين ظهور و شرايط و علامات آن بهطور واضح بيان شده است. اين روايات، فوق تواتر بوده و شمارش آن جز براى اشخاصى كه تتبّع و احاطه كامل داشته باشند، ممكن نيست.
در خاتمه، ياد آور مىشويم كه دلايل ديگرى از عقل و نقل بر وجود امام عصر (ع) اقامه شده كه ما در اين مقاله در صدد بيان آن نبودهايم و اجمالًا همه آن ادّله عقلى و نقلى كه در امامت عامّه دلالت دارند بر لزوم وجود امام معصوم در تمام اعصار و وجوب معرفت امام و اينكه زمين خالى از وجود حجّت نمىماند كه:
«لو بقيت الارض بغير حجه لساخت باهلها؛ اگر زمين بدون حجّت بماند اهل خود را فرو خواهد برد».
بر وجود صاحب الزّمان (ع) و امامت آن حضرت نيز دلالت دارند و اگر در مقام استدلال فقط همان براهين امامت عامه را مستند قرار دهيم، در اثبات امام عصر (ع) و بقاى آن حضرت در پشت پرده غيبت كافى خواهد بود.
پىنوشتها:
[١]. اين مقاله در سالنامه معارف جعفرى سال ٨١- ١٣٨٠، صص ٦٠- ٧٣، چاپ شده است.
[٢]. مخفى نماند كه ملل ديگر و معتقدان به اديان معروف هم در اصل انتظار ظهور يك شخصيت روحانى براى اصلاح جهان و خاتمه دادن به ظلم و جنگ و فساد و خرابكارى و نجات ضعفاء و مظلومان، با مسلمانان همراه و متّفقند و بشاراتى كه در كتابهاى آنها است منطبق به حضرت صاحب الزّمان (ع) مىشود كه بعضى از فضلاى معاصر آنها را استخراج نمودهاند.
[٣]. سوره انفال (٨)، آيه ٣٩.
[٤]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٣ و سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٨.
[٥]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٢.
[٦]. سوره صف (٦١)، آيه ٨.
[٧]. سوره انفال (٨)، آيه ٧.
[٨]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٨١.
[٩]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.
[١٠]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[١١]. سوره صافات (٣٧)، آيات ١٧١ و ١٧٢.
[١٢]. سوره غافر (٤٠)، آيه ٥١.
[١٣]. سوره مجادله (٥٨)، آيه ٢١.
[١٤]. طبق رواياتى كه ابن حجر عسقلانى شافعى در «الاصابه»، ج ١، ص ٣٩٥ از «فوائد كواكبى» روايت كرده، حكيم بن عيّاش نامبرده به سبب نفرين حضرت صادق (ع) به وضع عجيبى هلاك شد.
[١٥]. قسمتهايى از اين مقاله مانند اسامى صحابه و كتابهايى كه در اين باب، علماى اهل سنّت تأليف كردهاند و نام كسانى كه به تواتر اين روايات تصريح نمودهاند، حذف گرديد.
[١٦]. حديث متواتر، حديثى را گويند كه راويان و كسانى كه آن را نقل مىكنند جمعى باشند كه عاده اتّفاق و تبانى آنها بر كذب ممكن نباشد.