ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٢ - شرق اسلامى و بلاى مبلّغان ظاهر مذهب
را. چگونه است كه كسى آن احكام حاكم بر نظام و ساختار شهرسازى را با ميزان و محك احكام مندرج در منابع و مصادر دينى نمىسنجد و دربارهاش نمىپرسد.
درباره مسكن، خانه و كاشانهاى كه مؤمن و ملحد در آن، روز و شب را سپرى مىسازند، چطور؟ اين خانهها و محلهاى سكونت ما بر كدامين پايه استوارند؟ گچ و سنگ و آهن كه اجسامى بىروحند و رام دست ما، معمارى حاكم بر اين ابنيّه چه تعريفى از انسان، اسلام، معاد و فضايل و رذايل دارند؟ و آنان چگونه احكام و قواعد معمارى را با قواعد و رسوم مسلمان زيستن، تنظيم كردهاند؟
كدامين مدرسه و مركز علمى اسلامى را سراغ داريد كه درباره نقش معمارى مساجد، مدارس و مساكن و عوامل مؤثّر در جدا افتادن اين ابنيّه از احكام دينى و ضرورت ابتناى اين بناها، بر مبانى نظرى دينى، كنفرانس برگزار كرده باشد؟
اين امر را هم خارج از حوزه تكاليف علما و محقّقان حوزه علوم دينى فرض كرده و جملگى را به دستان با كفايت مهندسان و معماران و شهرسازانى سپردهاند كه همه اصول و فروع آموزههاى خود را از منابع و مصادر غربى اخذ كردهاند. مجموعهاى از دستورالعملها و معيارها، كه عمدتاً متّكى و مبتنى بر علم خودبنياد و سكولارند. اجازه دهيد عرض كنم ما حتّى واژگان و اصطلاحاتى چون سكولاريسم، ليبراليسم و ... را هم به غلط ترجمه كردهايم.
قريب به ٢٠٠ سال از عمر ورود پوشش فرنگى به جهان اسلام مىگذرد. ردّ و نشان البسه و پوشش ساكنان شرق را هم بايد در موزهها، فيلمهاى سينمايى و مراسم مضحك و سالانه نمايشگاههاى ايرانگردى و ... جستوجو كرد.
امروزه، بخش عمدهاى از پوشاك ساكنان غرب را هم مشرقيان (چين، هند، تركيه و ...) توليد مىكنند. آنها خود عمله ظلمهاند.
راستى چه تعداد رساله و پژوهش درباره پوشش، نسبت البسه و مبانى نظرى اديان آسمانى، پوشش و تمدّن الحادى، احكام دينى مربوط به البسه و ... از سوى پژوهشگران حوزههاى علمى اسلامى، تأليف شده است؟
همه توجّه و تمركز، نه بر مبانى و قواعد حاكم بر «امر پوشش» و ضرورت انديشه درباره تحوّل در اين امر، بلكه متوجّه بلند و كوتاهى يا چسبندگى و گشادى آن است.
چگونه است كه مصاديق منكرات جزيى، جماعت بزرگى از مؤمنان را برمىآشوبد، امّا مصاديق مهم و زاينده منكرات بزرگ در ميان مناسبات فرهنگى و تمدّنى، ناديده انگاشته مىشود؟
موارد بسيارى را در امور مهمّى، چون تغذيه بهداشت و درمان، ارتباطات، مديريّت و ملكدارى و امر قضا مىتوان برشمرد كه جملگى در حيات اجتماعى، مناسبات ملّى، روابط بينالمللى نقش آفرينند، در حفظ ايمان يا بىايمانى مردم مؤثّرند؛ در حالى كه به رغم وجود فرصت و امكان اين همه تنها بخش كوچك و جزئى از وضعيّتى است كه ساكنان شرق اسلامى بدان مبتلايند؛ امّا در اين ميان، شيعه خانه حضرت، مراكز و شخصيّتهاى صاحب نام علمى و مذهبى، درباره آنها انديشه نمىكنند و براى اصلاح و بهبود آنچه كه به صلاح مسلمانان و شيعيان آل الله مىانجامد، قدمى شايسته برنمىدارند.
چه كسى مىتواند انكار كند كه همين اشخاص و مراكز، سالانه ميلياردها تومان صرف حفظ ظواهر، چراغانى ايّام سور و سياه