ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٦
اميرالمومنين، على (ع) مىفرمايند: «لا تجهل نفسك فانّ جاهل نفسه جاهل لكلّ شى؛ نسبت به خودت جاهل نباش، چون كسى كه خودش را نمىشناسد، هيچ چيز را نمىشناسد.» داستان زندگى بشر امروز همين است كه با اين همه پيشرفت علمى، در بدترين شرايط و وضعيت روحى و جسمى و اقتصادى و فرهنگى قرار دارد؛ زيرا اساس پيشرفت علوم مبتنى بر شناخت نفس انسان نيست.
اينكه حضرت تأكيد مىكنند كه شما به جاى اينكه حجم زيادى عبادت كنيد، بيشتر فكر كنيد؛ يعنى خودت را بشناسى از كجا آمدهاى، در كجا هستى و به كجا خواهى رفت. حضرت در فرمايش بند ديگرى مىفرمايند: «من لم يعرف نفسه بعد ان سبيل النجاه و خبط فى الضلال و الجهالات؛ هر كس خودش را نمىشناسد از راه نجات دور مىشود و در گمراهى و جهالتها قدم مىگذارد.» انسان اگر نداند براى چه زمانى مىخواهد تصميم بگيرد، تصميمهايى كه مىگيرد همه به ضررش مىشود؛ زيرا نگاه اشتباه به خود، تصميم اشتباه به خود مىآورد. آن هم براى خود نيست؛ بلكه براى ناخود است؛ يعنى بخش طبيعى انسان مىباشد.
ميزان غصّه، دلشوره، ترس و اضطرابهاى انسان، به فاصلهاش با خود حقيقى مربوط است، هر چقدر فاصله با خود حقيقى كم شود، سطح اضطرابها، ناآرامىها و غصّهها كم مىشود. هر چقدر فاصله با خود حقيقى بيشتر مىشود، مشكلات بيشتر مىشود. اين يك قاعده و فرمول بسيار مهم است. وقتى با خود حقيقى انس بگيريم محتاج عاطفه، توجّه، نگاه و محبّت كسى نيستيم؛ زيرا همه وابستگى انسان به خارج از خود به دليل، نشناختن خود حقيقى است؛ چون خود حقيقى انسان فوقالعادّه اهمّيت دارد كه خداوند در اين باره در قرآن مىفرمايد: «همه آنچه كه در آسمان و زمين است تسخير شما كردم.» «هُوَالَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً؛[١] همه آنچه در زمين است، براى شما خلق كردم.»
خود حقيقى آنقدر بزرگ است كه مىفرمايد: «آن موقع كه با امام حسين (ع) صحبت مىكنيد به كمتر از مقام امام حسين (ع) راضى نشويد.» «اسئله ان يبلغنى المقام المحمود لكم عندالله؛ آن مقامى كه تو دارى مىخواهم برسم.» اگر انسان به خود چنين نگاهى داشته باشد ديگر تحقيرپذير و غصّهدار نمىشود.
(بدبختىها، زودرنجىها، حسّاسيت، احساس پوچى) براى اين است كه با خود حقيقى رابطه نداريم. هر چقدر با خود حقيقى رفيق شويم شادتر، خوش اخلاقتر و آرامتر مىشويم؛ اينكه مىفهميم هر بار عصبانيت، زودرنجى، ناراحتى و حجم زيادى فشار قبر براى ما ذخيره مىكند.
انسان وقتى از خود طبيعىاش فاصله مىگيرد و با خود حقيقىاش آشنا مىشود دَرِ خيرات و آرامش به رويش باز مىشود و چيزى كه خيلى سخت است براى او آسان مىگردد. اگر انسان از كسى تنفّر و كينه دارد به اين علّت است كه از خود فاصله گرفته است. پيامبر (ص) مىفرمايند: «كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاء؛[٢] هر چه ايمان بندهاى افزايش يابد، علاقه و محبّت وى هم، نسبت به زنان (خود) افزايش مىيابد.» انسان زمانى مىتواند به ديگران محبّت بورزد بدون اينكه نيازمند عاطفه كسى باشد كه با خود حقيقى پيوند برقرار كند تا انسان اسير خود طبيعى است نمىتواند حقيقتاً كسى را دوست داشته باشد. اگر هم كسى را دوست بدارد، طبيعى است؛ يعنى براى خود مىخواهد كه خودخواهانه است؛ زيرا خودش را نمىشناسد و با خودش قهر است. اگر من با خانواده آسمانىام آشتى كنم اين خانواده بسيار مرا سرشار از محبّت و عاطفه مىكنند كه ديگر محتاج كسى نيستم.
|
از مهرت اى خورشيد جان |
چون ذرّهام هر سو روان |
|
|
مجذوب حسن ديگران |
اى ماه خوبان نيستم |