توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٣٢ - نماز مسافر
اذان معمولى را نشنود.
مسئله ١٣٣٥- اگر موقعى كه سفر مىرود شك كند كه بحد ترخص- يعنى:
جائى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند- رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن، اگر شك كند كه بحد ترخص رسيده يا نه بايد شكسته بخواند. ولى اگر در برگشتن در همانجا كه در رفتن تمام خوانده شكسته بخواند بنابر احتياط لازم بايد نمازى را كه در اين مكان تمام خوانده قضا نمايد و نمازى را كه شكسته خوانده تمام اعاده نمايد و اگر اعاده نكرد قضاء آنرا تمام بجا آورد.
مسئله ١٣٣٦- مسافريكه در سفر از وطن خود عبور ميكند، وقتى بجائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آنرا بشنود؛ بايد نماز را تمام بخواند.
مسئله ١٣٣٧- مسافريكه در بين مسافرت بوطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتى بجائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسئله ١٣٣٨- محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا بدنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
مسئله ١٣٣٩- اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد بجاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نميشود.
مسئله ١٣٤٠- جائى را كه انسان محل زندگى خود را قرار داده و ماندن خود را در آنجا محدود بمقدار معين نكرده و مثل كسيكه آنجا وطن اوست در آنجا زندگى ميكند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره بهمان جا برميگردد، اگر چه قصد نداشته باشد كه هميشه در انجا بماند، وطن او حساب ميشود.
مسئله ١٣٤١- كسيكه در دو محل زندگى ميكند، مثلا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر ميماند؛ هر دو وطن اوست و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب ميشود.