توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٥٤ - شرائط جنس و عوض آن
مسئله ٢٠٩٤- اگر انسان مال كسى را بدون اجازه او بفروشد، چنانچه صاحب مال بفروش آن راضى نشود و اجازه نكند معامله باطل است.
مسئله ٢٠٩٥- پدر و جد پدرى طفل اگر براى طفل مفسدهاى نداشته باشد و نيز وصى پدر و وصى جد پدرى اگر براى طفل مصلحت باشد ميتوانند مال طفل را بفروشند، مجتهد عادل هم با نبودن ولى و با رعايت مصلحت ميتواند مال ديوانه يا طفل يتيم يا مال كسى را كه غائب است بفروشد.
مسئله ٢٠٩٦- اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد؛ معامله صحيح است و چيزى را كه غصب كننده بمشترى داده و منفعتهاى آن از موقع معامله، ملك مشترى است و چيزى را كه مشترى داده و منفعتهاى آن از موقع معامله؛ ملك كسى است كه مال او را غصب كردهاند.
مسئله ٢٠٩٧- اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد، بقصد اينكه پول آن مال خودش باشد، چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نكند، معامله باطل است.
و اگر براى كسى هم كه مال را غصب كرده اجازه نمايد آن معامله صحيح نيست.
شرائط جنس و عوض آن
مسئله ٢٠٩٨- جنسيكه ميفروشند و چيزيكه عوض آن ميگيرند پنج شرط دارد:
اول- آنكه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد
دوم- آنكه بتوانند آن را تحويل دهند، بنابراين فروختن اسبى كه فرار كرده صحيح نيست ولى اگر اسبى را كه فرار كرده با چيزيكه ميتواند تحويل دهد مثلا با يك فرش بفروشد، اگر چه آن اسب پيدا نشود، معامله صحيح است.
سوم- آنكه خصوصياتى را كه در جنس و عوض هست و بواسطه آنها ميل مردم بمعامله فرق ميكند، معين نمايند.
چهارم- آنكه كسى در جنس، يا در عوض آن حقى نداشته باشد، پس مالى