توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٣٢ - شرائط كسانيكه مستحق زكاتند
انسان كسى را شيعه بداند و باو زكوة بدهد، بعد معلوم شود شيعه نبوده، بايد دوباره زكوة بدهد.
مسئله ١٩٥١- اگر طفل يا ديوانهاى از شيعه فقير باشد، انسان ميتواند به ولى او زكوة بدهد؛ بقصد اينكه آنچه را ميدهد ملك طفل يا ديوانه باشد.
مسئله ١٩٥٢- اگر به ولى طفل و ديوانه دسترسى ندارد، ميتواند خودش يا بوسيله يك نفر امين زكوة را بمصرف طفل يا ديوانه برساند و بايد موقعى كه زكوة بمصرف آنان ميرسد نيت زكوة كند.
مسئله ١٩٥٣- بفقيرى كه گدائى ميكند، ميشود زكوة داد ولى بكسيكه زكوة را در معصيت مصرف ميكند. نميشود زكوة داد.
مسئله ١٩٥٤- بكسيكه معصيت كبيره را آشكارا بجا ميآورد، احتياط واجب آنست كه زكوة ندهند.
مسئله ١٩٥٥- بكسيكه بدهكار است و نميتواند بدهى خود را بدهد، اگرچه مخارج او بر انسان واجب باشد، ميشود زكوة داد كه بدهى خود را بپردازد.
مسئله ١٩٥٦- انسان نميتواند مخارج كسانى را كه مثل اولاد خرجشان بر او واجب است از زكوة بدهد، ولى اگر مخارج آنان را ندهد، ديگران مىتوانند بآنان زكوة بدهند.
مسئله ١٩٥٧- اگر انسان زكوة به پسرش بدهد كه خرج زن و نوكر و كلفت خود نمايد اشكال ندارد.
مسئله ١٩٥٨- اگر پسر به كتابهاى علمى دينى احتياج داشته باشد، پدر ميتواند براى خريدن آنها باو زكوة بدهد.
مسئله ١٩٥٩- پدر ميتواند به پسرش زكوة بدهد كه براى خود زن بگيرد و پسر هم ميتواند براى آنكه پدرش زن بگيرد زكاة خود را به او بدهد.
مسئله ١٩٦٠- به زنيكه شوهرش مخارج او را ميدهد، يا خرجى نمىدهد ولى ممكن است او را بدادن خرجى مجبور كنند، نميشود زكوة داد.