توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٣٠ - مصرف زكوة
مسئله ١٩٣٨- فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكوة زندگى نكند. ولى ماداميكه از تحصيل مخارج عاجز است، ميتواند زكوة بگيرد.
مسئله ١٩٣٩- بكسيكه قبلا فقير بوده و ميگويد: فقيرم، اگرچه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند، ميشود زكوة داد.
مسئله ١٩٤٠- كسيكه ميگويد فقيرم و قبلا فقير نبوده يا معلوم نيست فقير بوده يا نه، چنانچه از گفته او اطمنيان پيدا نشود، احتياط واجب آنست كه باو زكوة ندهند.
مسئله ١٩٤١- كسيكه بايد زكوة بدهد، اگر از فقيرى طلبكار باشد، ميتواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكوة حساب كند.
مسئله ١٩٤٢- اگر فقير بميرد و مال او باندازه قرضش نباشد، انسان ميتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكوة حساب كند. ولى اگر مال او باندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، يا به جهت ديگر انسان نتواند طلب خود را بگيرد، بنابر احتياط واجب نبايد طلبى را كه از او دارد؛ بابت زكوة حساب كند.
مسئله ١٩٤٣- چيزى را كه انسان بابت زكوة بفقير ميدهد لازم نيست باو بگويد كه زكوة است، بلكه اگر فقير خجالت بكشد، مستحب است باسم پيشكش بدهد ولى بايد قصد زكوة نمايد.
مسئله ١٩٤٤- اگر بخيال اينكه كسى فقير است باو زكوة بدهد: بعد بفهمد فقير نبوده، يا از روى ندانستن مسئله بكسى كه ميداند فقير نيست زكوة بدهد.
چنانچه چيزى را كه باو داده باقى باشد، بايد از او بگيرد و بمستحق بدهد و اگر از بين رفته باشد، پس اگر كسيكه آن چيز را گرفته ميدانسته زكوة است انسان بايد عوض آنرا از او بگيرد و بمستحق بدهد و اگر نميدانسته زكوة است، نميتواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكوة را بمستحق بدهد.
مسئله ١٩٤٥- كسيكه بدهكار است و نميتواند بدهى خود را بدهد، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، ميتواند براى دادن قرض خود از سهم بدهكاران