توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٢١ - نصاب طلا
اگر يكى از اينها يا چيز ديگرى را بقصد قيمت زكوة بدهد مانعى ندارد.
مسئله ١٩٠١- كسيكه بدهكار است و مالى هم دارد كه زكوة آن واجب شده اگر بميرد، بايد اول تمام زكوة را از ماليكه زكوة آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمايند.
مسئله ١٩٠٢- كسيكه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد اگر بميرد و پيش از آنكه زكوة اينها واجب شود، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند؛ هر كدام كه سهمشان به حد نصاب برسد، بايد زكوة بدهد و اگر پيش از آنكه زكوة اينها واجب شود قرض او را ندهند، چنانچه مال ميت فقط باندازه بدهى او باشد واجب نيست زكوة اينها را بدهند و اگر مال ميت بيشتر از بدهى او باشد، در صورتيكه بدهى او بقدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند، بايد مقدارى از گندم و جو و خرما و انگور را هم بطلبكار بدهند، آنچه را بطلبكار ميدهند زكوة ندارد و بقيه مال ورثه است و هر كدام آنانكه سهمش باندازه نصاب شود؛ بايد زكوة آن را بدهد.
مسئله ١٩٠٣- اگر گندم و جو و خرما و كشمشى كه زكوة آنها واجب شده خوب و بد دارد، احتياط واجب آنستكه زكوة جنس خوب را از جنس بد ندهند.
نصاب طلا
مسئله ١٩٠٤- طلا دو نصاب دارد: نصاب اول آن بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن ١٨ نخود است، پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال معمولى است برسد، اگر شرائط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد؛ بايد چهل يك آنرا كه نه نخود ميشود از بابت زكوة بدهد و اگر باين مقدار نرسد، زكوة آن واجب نيست. و نصاب دوم آن چهار مثقال شرعى است كه سه مثقال معمولى ميشود يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكوة تمام ١٨ مثقال را از قرار چهل يك بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكوة ١٥ مثقال آن را بدهد