توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٩٦ - احكام كفالت
نمايد.
مسئله ٢٣٢٥- اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نميتواند از ضامن شدن خود برگردد.
مسئله ٢٣٢٦- ضامن و طلبكار ميتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بهم بزنند.
مسئله ٢٣٢٧- هرگاه انسان در موقع ضامن شدن؛ بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود، طلبكار نميتواند ضامن بودن او را بهم بزند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود.
مسئله ٢٣٢٨- اگر انسان در موقعى كه ضامن ميشود، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آنوقت نداند و بعد ملتفت شود، ميتواند ضامن بودن او را بهم بزند اگرچه پيش از آنكه طلبكار ملتفت شود، ضامن قدرت پيدا كرده باشد.
مسئله ٢٣٢٩- اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد؛ نميتواند چيزى از او بگيرد.
مسئله ٢٣٣٠- اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، ميتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از پرداخت آن از او مطالبه نمايد، ولى اگر بجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى بطلبكار او بدهد، نميتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد مثلا اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن، ده من برنج بدهد، نميتواند برنج را از او مطالبه نمايد، اما اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.
احكام كفالت
مسئله ٢٣٣١- كفالت آنست كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست، بدست او بدهد و بكسيكه اينطور ضامن ميشود كفيل ميگويند.
مسئله ٢٣٣٢- كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل بهر لفظى اگرچه عربى نباشد بطلبكار بگويد كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى بدست تو