توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٧ - اميد
در هر صورت بايد اميد به رحمت حق را محصول ايمان و عمل، و ثمرهى توبه و بازگشت به حساب آورد چرا كه اميد بدون ايمان و عمل و دلگرمى بدون توبه و بازگشت حالتى شيطانى و به تعبير قرآن مجيد امنيه است.
«يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً»[١].
شيطان براى گمراه كردن انسان به او وعدههاى پوچ مىدهد، و او را در فضايى از اوهام و خيالات، آرزومند كرده اميد بىريشه مىدهد، و وعدهى او به انسان جز فريب و غرور چيزى نيست.
مردى به اميرالمؤمنين ٧ عرضه داشت: مرا موعظه كن، حضرت فرمودند:
لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ الْعَمَلِ وَيُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ، يَقولُ فِى الدِّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدِينَ، وَيَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرّاغِبِينَ[٢].
از آنان مباش كه نجات در آخرت را بدون عمل اميد دارند، و توبه را در فضاى تاريك آرزوى دراز مىخواهند، گفتارشان دربارهى دنيا گفتار اهل زهد ولى عملشان عمل خواهندگان دنياست.
و نيز آن حضرت فرمودند:
اميدواريت به آنچه كه اميد ندارى بيش از چيزى باشد كه اميد دارى، موسى بن عمران به اميد قبسى از آتش از پيش زن و بچه رفت، به مقام كليم اللّهى رسيد و با منصب پيامبرى بازگشت. ملكهى سبا براى ديدن سليمان و كشورش رفت ولى به دست سليمان مسلمان شد، ساحران فرعونى براى عزت گرفتن از فرعون رفتند، اما مؤمنين واقعى بازگشتند[٣].
[١] - نساء( ٤): ١٢٠.
[٢] - نهج البلاغه: ٧٩٥، حكمت ١٥٠؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ١٩٩، باب ١٠٥، حديث ٣٠.
[٣] - عن الصادق عن آبائه عن علي : قال: كن لما لا ترجو أرجى منك لما ترجو، فإن موسى بن عمران ٧ خرج يقتبس لأهله نارا فكلمه اللَّه عزّ وجل، فرجع نبيا وخرجت ملكة سبأ فأسلمت مع سليمان ٧ و خرج سحرة فرعون يطلبون العزة لفرعون فرجعوا مؤمنين.
من لا يحضره الفقيه: ٤/ ٣٩٩، حديث ٥٨٥٤؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ١٣٤، باب ٦٣، حديث ٩.