توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٣ - راه اصلاح
مداخلهى ارادهى انسان، زندگانى انسان را تحت سيطره و تسخير قرار مىدهند.
اين جملات واهى و كلمات سخيف، كار بسيارى از مردم جهان بخصوص اروپا و آمريكا، و بخصوص نسل جوان بسيارى از جوامع را به جايى رساند كه گويى لا ينقطع اين فريادها را از گلوى انسان مىشنويم:
«من از قيد بندگى و طوق عبوديت رستهام، و برنامهى زندگى خود را به ميل و ارادهى خويش طرح و تنظيم مىكنم!
من عقايد و سلوك خود را بر وفق عقل و نظر خود پايهگذارى و ترسيم مىكنم.
من زندگى كنونى و آيندهى خود را با استقلال ذاتى و بدون سرپرستى خدا مىسازم!»
در نتيجهى همين ادعا، خويش را از سنگر حمايت خدا بيرون رانده، و به دام مكر و حيلهى شيطان درافكنده است.
در نتيجهى همين ادعاست كه اهريمن شر و فتنه فرصت يافته و تسلط و نفوذ خود را در سراسر زمين گسترش داده است.
در نيتجهى همين ادعا و غرور است كه ظلم و بيداد، اكناف جهان را فرا گرفته و انواع عبوديت، همگى اقوام بشرى را زير يوغ ذلت كشيده و گروهى را به عبوديت سرمايه، و گروهى را به عبوديت دولت، و گروهى را به عبوديت ديكتاتور، و گروهى را به عبوديت شهوات خانمانسوز گرفتار ساخته است.
در نتيجهى همين ادعا و غرور است كه فسق و فجور در سراسر جهان گسترش يافته و همگى پسران و دختران را در معرض آلودگى و فساد قرار داده است.
در نتيجهى همين ادعا و انحراف است كه از يك سو جنون و اختلال مشاعر، تيمارستانهاى كشورهاى متمدن را بر ديوانگان تنگ ساخته، و از ديگر سو