توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٢ - راه اصلاح
فضيلتى كه در جاهليت اروپايى باقى مانده بود مورد استفاده قرار داد، و اين سه دانشمند مغرض بطور دايم دين را با تحقير و سرزنش ياد مىكردند، و چهرهى آن را در نفوس و اذهان مردم زشت و آلوده نشان مىدادند[١].
اينان همراه با نظريات دانشمندان وابسته به خود، هيچ يك از جوانب تصور بشر را بدون فساد باقى نگذاشتهاند، زيرا كليهى تصورات و علايق انسان را، از علاقه به خالق گرفته تا علاقه به جهان هستى، و زندگى و علاقه به ابنا نوع، همگى را فاسد و تباه ساخته و به يك سلسله از انحرافات تبديل كرده است.
انحراف اصلى در تصور حقيقت الهى و علاقهى انسان به خدا، انحراف در تصور جهان هستى و علاقهى آن به خدا، و علاقهى انسان به جهان و علاقهى جهان به انسان.
انحراف در تصور حيات و پيوستگىها و اهداف آن، انحراف در تصور نفس بشرى و روابط انسان با انسان و فرد با اجتماع و همسر با همسر، و به طور خلاصه انحراف در كليهى شئون حيات.
در سايهى شوم اين انحراف، شرايط زندگانى واقعى تحت تأثير اهوا، خضوع در برابر طاغوت و تسليم در چنبر شهوات واقع مىشود، و دامنهى فساد به طور روزافزون گسترش مىگيرد، و كار هلاك و دمار وقتى به پايان مىرسد كه «خدا» آخرين و بىتأثيرترين معبود در زندگى مردم گردد، و آلهه و معبودات باطل بر كليهى شئون حيات مسلط شوند[٢].
اينان كار را با ژست علمى به خود گرفتن به جايى رساندند كه به باور اكثر مردم دنيا دادند كه جبر اقتصادى، جبر اجتماعى و جبر تاريخى همگى در سرنوشت انسان حكومت و تأثير دارند و به صورت قدر حتمى و قاطعى، بدون
[١] - جاهليت قرن بيستم: ٥٣.
[٢] - جاهليت قرن بيستم: ٧٨.