توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٨١ - توبه ميراث آدم و حوا
اى آدم و حوا! خداوند شما را از اين درخت نهى نكرد جز به اين علت كه اگر از آن بخوريد فرشته مىشويد يا در اين باغ سرسبز و خرم، تا ابد خواهيد ماند.
و براى اينكه پاى وسوسهى خود را در قلب آن دو نفر محكم و ثابت نمايد، براى آنان سوگند خورد كه من جز خير شما را نمىخواهم[١]. وسوسهى پرجاذبه و قسم شيطان، حرص آن دو نفر را شعلهور ساخت. حرص، بين آنان و نهى حق، حجاب شد. به وسوسهى او فريب خوردند و مغرور شدند، و به عرصهى تاريك نافرمانى از خداوند درافتادند، و بر مخالفت با خواستهى حق جرأت يافتند، و باطل در نظرشان زيبا آمد!
از آن درخت خوردند، اندامشان آشكار شد، لباس وقار و هيبت و نور و كرامت را از دست دادند، شروع كردند به قرار دادن برگهاى بهشتى بر يكديگر تا آنان را در پوشد، پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد كه آيا شما را از نزديك شدن به آن درخت نهى نكردم؟ و اعلام ننمودم كه شيطان براى شما دشمنى است آشكار[٢]؟!
آدم و حوا از بهشت اخراج شدند، مقام خلافت و علم و مسجود ملائكه بودن، براى آنان كارى نكرد، از آن مقامى كه به آنان داده شده بود هبوط كردند، و براى ادامهى حيات در زمين قرار گرفتند.
دورى از مقام قرب، از دست دادن همنشينى با فرشتگان، محروم شدن از بهشت، بىتوجهى به نهى حق و اطاعت از شيطان، غمى سنگين و اندوهى سخت و حسرتى دردآور بر دوش جانشان گذاشت. از زندان مخوف و محدود خودپسندى، و خود ديدن كه علت محروميت و ممنوعيت از رحمت و عنايت
[١] - اعراف( ٧): ٢٠- ٢١« فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ* وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ».
[٢] - اعراف( ٧): ٢٢« فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ».