توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٢ - توبه ميراث آدم و حوا
محبوب، و افتادن در دام ماسوى اللَّه است درآمدند، و به فضاى بيدارى و عشق و علاقه و ايمان به دوست وارد شدند، فضايى كه منافع سرشارى در دنيا، و سود بىنهايتى در آخرت نصيب انسان مىكند.
چون به اين صورت به خود آمدند، فرياد برداشتند كه وقتى در زندان منيت و غفلت از يار افتاديم، و در تاريكى خودخواهى و حرص و غرور قرار گرفتيم دچار «ظَلَمْنا أَنْفُسَنا» شديم.
اين توجه به وضع خويش، مقدمهى ورود به عرصهگاه حرّيّت و آزادى و عامل نجات از بند شيطان، و روى آوردن به جانب حضرت محبوب، و باعث تواضع و فروتنى در پيشگاه حضرت رب است، كه اگر شيطان هم به همين صورت رفتار مىنمود رجم از حريم نمىشد و به لعنت ابدى گرفتار نمىگشت.
آدم و حوا در فضاى پرقيمت نور انديشه و تفكر، و تعقل و توجه، و بينايى و بيدارى، كه همراه با ندامت و پشيمانى و اشك چشم بود، آنچنان ادب و خاكسارى نشان دادند كه نگفتند: «اغفر لنا»: ما را بيامرز، بلكه عرضه داشتند:
«وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا»: اگر ما را نبخشى و به عرصهگاه رحمت در نياورى، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ»[١]: از زيانكاران خواهيم شد.
به دنبال اين توجه و بيدارى، و فروتنى و خاكسارى، و ندامت و پشيمانى، و گريه و انابه، و درآمدن از خودى و خدايى شدن، ابواب رحمت به روى آنان باز شد، لطف دوست به دستگيرى از آنان شتافت، عنايت محبوب به استقبال از آنان آمد:
«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»[٢].
آدم از پروردگارش دريافت كلمات نمود، پس توبهاش پذيرفته شد، همانا
[١] - اعراف( ٧): ٢٣.
[٢] - بقره( ٢): ٣٧.