توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٥ - خيانت
زيرا بر اثر عشقش به دنيا از خرج كردن آن امتناع مىكند و جز روى هم انباشتن و گذاشتن و مردن و به غير واگذار كردن كارى نمىكند!
امام صادق ٧ فرمودند:
... فَمَنْ احَبَّها اوْرَثَتْهُ الْكِبْرَ، وَمَنِ اسْتَحْسَنَها اوْرَثَتْهُ الْحِرْصَ، وَمَنْ طَلَبَها اوْرَدَتْهُ الطَّمَعَ، وَمَنْ مَدَحَها اكَبَّتْهُ الرِّياءُ، وَمَنْ ارادَها مَكَّنَتْهُ مِنَ الْعُجْبِ، وَمَنِ اطْمَأَنَّ الَيْها رَكَّبَتْهُ الْغَفْلَةَ[١].
كسى كه عاشق دنيا شد كبر را ارث او قرار داد، و هركس آن را نيكو شمرد حرص را ارث او نمود، و آن كه او را خواست در گردونهى طمعش انداخت، و هركه آن را مدح كرد ريا و خودنمايى به زمينش زد، و هركه به آن ميل كرد گرفتار خودبينىاش نمود، و هركس به آن آرامش خواست دچار غفلتش ساخت.
خيانت
كلمهى خيانت در مقابل امانت، و خائن در برابر امين است. بنابراين كسى كه در امانات الهى و امانات مردم تصرف نابجا كند و به كسى كه او را امين دانسته ضربه وارد كند خائن است.
خيانت امرى بسيار ناپسند، و كارى است كه از شيطان و شيطنت مايه مىگيرد و از ويژگيهاى مردم بىدين يا سست عقيده است.
كتاب خدا در آياتى به موارد خيانت از قبيل: خيانت چشمها (نظر دوزى به نامحرم)، خيانت به خويش (ضربه زدن به شخصيت انسانى و تخريب آخرت
[١] - مصباح الشريعة: ١٣٩، الباب الخامس و الستون فى صفة الدنيا؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١٠٥، باب ١٢٢، حديث ١٠١.