توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٥ - خشم و غضب
و نيز آن حضرت فرمودند:
الْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَالْمُعينُ عَلَيْهِ وَالرَّاضى بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَة[١].
آگاه به ستم كه به دفاع از مظلوم برنمىخيزد، و كمك كننده به ستم و راضى به ستم، هر سه در ستم ستمكار شريكند.
حضرت على ٧ مىفرمايند:
وَاللَّهِ لَوْ اعْطيتُ الْاقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ افْلاكِها عَلى انْ اعْصِىَ اللَّهَ فى نَمْلَةٍ اسْلُبُها جُلْبَ شَعِيرَةٍ ما فَعَلْتُهُ[٢].
واللَّه قسم، اگر اقاليم هفتگانهى عالم را با آنچه كه زير افلاكش قرار دارد به من بدهند تا خدا را در گرفتن پوست جوى از مورچه معصيت كنم، اين ظلم و ستم را مرتكب نمىشوم!
خشم و غضب
بدون ترديد خشم و غضب در غير مورد حق، و عصبانيت و از كوره در رفتن در برابر پيشامدها، يا اشتباه زن و فرزند و اقوام، يا آزار غافلان و جاهلان از برادران دينى، حالتى شيطانى و برنامهاى ابليسى و كارى ناپسند و عملى ناشايسته است.
فرو خوردن خشم و خوددارى از عصبانيت براى هر مسلمانى لازم و ضرورى است، چرا كه انسان در فضاى خشم و غضب دچار بسيارى از معاصى و گناهان مىشود، و چه بسا مرتكب اعمالى شود كه جبرانش غيرممكن
[١] - خصال: ١/ ١٠٧، حديث ٧٢؛ تحف العقول: ٢١٦؛ بحار الأنوار: ٧٢/ ٣١٢، باب ٧٩، حديث ١٦.
[٢] - نهج البلاغه: ٤٩٤، خطبهى ٢١٥؛ مستدرك الوسائل: ١٣/ ٢١١، باب ٧٧، حديث ١٥١٤٠.