توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٤ - خدا
مىافتد رنجه نسازد، زيرا رنگ كبود گذشته از اينكه چشم را آزار نمىرساند براى تقويت آن هم مفيد است.
اگر آفتاب طلوع نمىكرد و روز به وجود نمىآمد، تمام امور دنيا مختل مىشد، مردم قدرت پرداختن به امور زندگى و مرتب كردن كارهاى خود را نداشتند و زندگى و حيات براى آنان بدون نور و روشنايى لذت نداشت، اين حقيقتى است كه از آفتاب روشنتر است.
اگر آفتاب غروب نمىكرد و شب به وجود نمىآمد، مردم نمىتوانستند آرامش يابند و رفع خستگى كنند، و نيروى هاضمه مشغول هضم غذا، و رساندن مواد غذايى به اعضا نمىشد.
اگر هميشه روز بود حرص، مردم را پيوسته تحريك به فعاليت و كار مىكرد، و زمينهى كاهش بدنهاى آنان را فراهم مىساخت، زيرا بسيارى از مردم به اندازهاى به اندوختن ثروت حريصند كه اگر تاريكى شب مانع نگردد، قرار نمىگيرند و آنقدر كار مىكنند تا خود را از كار بيندازند!
و اگر شب نمىشد زمين در برابر حرارت و گرماى آفتاب به اندازهاى گرم مىشد كه تمام جانداران و نباتات از بين مىرفتند.
به اين خاطر خداوند خورشيد را مانند چراغى قرار داده كه گاهى براى اهل خانه روشن مىكنند تا نيازهاى خود را برطرف نمايند، و گاهى آن را خاموش مىسازند تا استراحت نمايند! پس نور و تاريكى كه ضد يكديگرند هر دو براى نظام جهان و انتظام احوال انسانها آفريده شده.
اى مفضل! انديشه كن كه چگونه با پست و بلند شدن آفتاب، فصول چهارگانه به وجود مىآيد تا حيوانات رشد و نمو كنند و به كمال مطلوب خود برسند.
همچنين فكر كن در اندازهى شب و روز كه چگونه براى مصلحت بندگان در