توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٧ - توبهى حر بن يزيد رياحى
اين اولين برنامهى نورانى و ايمانى حر بن يزيد رياحى بود كه با امام نماز گذاشت و اين نماز آن هم از چنين فرماندهى، دهن كجى عجيبى به دولت متبوعش بود.
اما نماز كوفيانى كه تحت فرماندهى حر بودند از تضادهاى مردم كوفه است!
از طرفى با حسين نماز مىگزارند و جداگانه نماز نمىخوانند، و پيشوايى حضرتش را اعتراف دارند، و از طرفى فرمانبر يزيد مىشوند و آمادهى كشتن حسين!
نماز عصر را نيز كوفيان با حسين خواندند، نماز نشانهى مسلمانى و پيروى از پيامبر اسلام است.
كوفيان نماز مىخواندند چون مسلمان بودند، چون پيرو پيغمبر اسلام بودند، ولى پسر پيغمبر اسلام و وصى او و تنها يادگارش را كشتند! يعنى چه؟! آيا از اين تضادها در مردم ديگر نيز هست؟ پس از پايان نماز عصر، پيشوا آغاز سخن كرد و كوفيان را مخاطب قرار داد و چنين گفت:
از خدا بترسيد و باور داشته باشيد كه حق از كدام سو مىباشد تا خشنودى خداى را به دست آوريد. ماييم اهل بيت پيغمبر، حكومت از آن ماست نه از ستمگران و ظالمان، اگر حق شناس نيستيد و به نامههايى كه نوشتهايد و فرستادهايد وفا نداريد، من به شما كارى ندارم و برمىگردم.
حر گفت: من از نامهها خبر ندارم، پيشوا فرمودند نامهها را آوردند و پيش حر ريختند، حر گفت: من نامهاى ننوشتهام و بايستى از تو جدا نشده تو را نزد امير ببرم، پيشوا فرمودند: مرگ از اين آرزو به تو نزديكتر است، و سپس رو به اصحاب كرده فرمودند: سوار شويد، آنها سوار شدند و منتظر ماندند تا زنها نيز سوار شوند، فرمودند: برگردانيد، رفتند كه برگردند، سپاه حر جلو آمده مانع از انصراف گرديدند.