توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٦ - توبهى حر بن يزيد رياحى
نيز آبى يافت نمىشد، پيشواى شهيدان مىتوانست با سلاح عطش، حر و سپاهيانش را از پاى درآورد و نخستين پيروزى را بدون به كار بردن شمشير نصيب خود گرداند، ولى چنين نكرد، و به جاى دشمنى با دشمن نيكى كرد و جوانانش را فرمودند:
حر تشنه است سيرابش كنيد، سوارانش تشنهاند سيرابشان كنيد، اسبهايشان تشنهاند آنها را سيراب كنيد. جوانان اطاعت كردند، حر و سوارانش و اسبهاشان را سيراب كردند، پيشوا اين وضع را پيشبينى كرده بود و از منزل گذشته آبى فراوان همراه برداشته بود.
امام به مؤذن فرمودند: اقامه بگو، اقامه را گفت: امام حسين ٧ به حر فرمودند: آيا به همراه اصحاب خود نمازت را خواهى خواند؟ حر گفت: نه، بلكه نماز را با تو مىخوانم!
اين ادب از يك تن فرماندهى نيرو مىنمايد كه قوهى ارادهى او حيثيت افراد را در حيطهى خود داشته، به هر حال با هزار گونه ملاحظات و حيثيات مبارزه مىبايد تا خود و هزار نفر را به اينگونه تواضع بتوان واداشت.
اين ادب بارقهاى است از توفيق، منشأ توفيق نيز خواهد شد، چيرگى بر نفس توانايىهايى تازه به تازه به او خواهد داد و به اندازهاى او را نيرومند مىدارد كه هنگامى كه در بحران انقلاب است و سى هزار برابر قوهى خود را بر زبر خود و در مافوق خود مىبيند، توانا باشد حيثيت خود را نبازد و توانايى اراده، چيره بر قواى خارج و ثقل و فشار آنها گردد.
گويى در وجود حر دو حوزه، يكى از قدرت ادب و ديگرى از توانايى قوه فراهم است كه هر يك جامع جهان خود و هريك به تنهايى صاحب خود را مجتمع و خداوندگار آن جهان مىكند و از اجتماع مجموع، محيطى قهار و زورمند به نظر مىآيد.