ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٨٧
|
آنچه دانستى ره است و ديده او را منزل است |
چون ره و منزل بماند آنگهى والا شوى |
|
|
چون شدى بينا ترا با هيچ هستى كار نيست |
تار درو مشرك نيابى مردك ترسا شوى |
|
|
ور محبّى پس محبّان را علامتها بود |
يك علامت آن بود كز دون او يكتا شوى |
|
|
ور فقيرى پس ترا نسبت بريدن محو گشت |
مىچه پندارى كه با چندين سبب صحرا شوى |
|
|
خاك را در خاك باز و باد را در باد باز |
تا ميان خاك و باد اندر، تو ناپيدا شوى |
|
|
همچنان كن خويشتن چون منصور حلاج (؟) |
تا مگر در فتنهها يك بارگى غوغا شوى |
|
^^^
|
هيچ در خير بر تو باز نگردد |
تا در عصيان فراز نگردد |
|
|
تا تو ز راه فضول باز نگردى |
هيچ در فضل بر تو باز نگردد |
|
در موضعى ياد از حكيم جوهرى مىكند كه او را در مجلسى ديده بوده است، بدين عبارت:
|
يحول الغنى و العز فى كل موطن |
ليستوطنا قلب امرى ان تتوكلا |
|
و من در يك مجلس اين بيتها را بگفتم. حكيم جوهرى حاضر بود، ورا گفتم اين بيتها را ترجمه كن. وى ترجمه كرد و گفت:
|
توانگرى و شرف هردو گرد گردانند |
بود وطنشان اندر دل، توكّل جوى»[١] |
|
استاد افشار در خاتمه گزارش خود گفته كه آنچه يادداشت كرده است، به كلّى سردستى و تورّقى و از حيث اتفاق است. نمىدانيم اختلافاتى كه بين نسخههاى چين وT وP است آيا در اثر گزارش «سردستى» است يا اصلا ضبطها در نسخه چنين بوده است؟ مثلا:
______________________________
(١).
ايرج افشار، «دو كتاب ناديده در چين «آينده، تهران، سال ٧، (فروردين و ارديبهشت،
١٣٦٠ ش)، شماره ١ و ٢، ص ٩١- ٩٥. و نيز در مقاله «جنگ چينى يا سفينه ايلانى
(پوسى)» قسمت دوم، آينده، سال ٨ (١٣٦١ ش)، ص ٤٨٨ برخى عبارات ارشاد را نقل كرده
است.
[١]. ايرج افشار،« دو كتاب ناديده در چين« آينده، تهران، سال ٧،( فروردين و ارديبهشت، ١٣٦٠ ش)، شماره ١ و ٢، ص ٩١- ٩٥. و نيز در مقاله« جنگ چينى يا سفينه ايلانى( پوسى)» قسمت دوم، آينده، سال ٨( ١٣٦١ ش)، ص ٤٨٨ برخى عبارات ارشاد را نقل كرده است.