ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٥٣

«شمان (شما+ ان) به قرآن و به خواندن قرآن مشغول گشته‌ايد.» (b ٢٩/P )؛ «بسيارى علم شمان را

از نفع علم مشغول كرده است.» (b ٢٩/P )[١]

به «ها» براى كلمات عربى:

تصنيف‌ها (a ٢/T )؛ «خصلت‌هاى بد در وى قوىّ‌تر شود.» (b ٨٣/)؛ «عقل‌هاى ايشان قوىّ بود.» (a ٨٣/)؛ «علم‌هاى ديگر مى‌آموزند.» (a ٨٣/)؛ معصيت‌ها (a ٤/T )؛ مسئله‌ها (b ٣٢/T )؛

به «ات»:

صفات (a ١٤٣/T )، علامات (a ١٤٣/T )، مكروهات (b ١٢٠/T )،

جمع كلمات عربى بر قاعده عربى:

اقويّا (a ١٠٠/T )

مطابقت صفت و موصوف به صيغه جمع:

«درويشان مؤمنان را به چهل سال پيش به بهشت اندر آرند.» (b/a ٩٠/T ): «فرمان آمد كه بندگان من غافلان‌اند.» (b ٥٥/T )

صيغه جمع براى «امّت»:

«امّت من دنيا را بزرگ دارند.» (a ٦٤/T )

صيغه مفرد و جمع براى «مردم» در يك جمله:

«مردم كه هلاك شوند از دو چيز هلاك شود.» (a ٨٣/T )

صيغه مفرد براى «مردم»:

«چون مردم تندرست غذاهاى موافق خورد.» (a ١١٧/T )؛ «مردم ديو مردم نشده باشد.» (a ١٥٧/T )

صيغه جمع براى «قوم»:

«مهتر قوم آن كس بود كه خدمت ايشان تواند كرد.» (a ١٤٦/T )

صيغه جمع براى «كسى»:

______________________________
(١). مثال‌هايى از اين در خلاصه معانى التنزيل فى تفسير كلام الجليل نيز ديده‌ام: «چون گفته شود مر اين منافقان را بگرويد شمان چنانك بگرويدند.» (٤ ب)


[١]. مثال‌هايى از اين در خلاصه معانى التنزيل فى تفسير كلام الجليل نيز ديده‌ام:« چون گفته شود مر اين منافقان را بگرويد شمان چنانك بگرويدند.»( ٤ ب)