ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٢
فحواى كتاب مىتوان به اين نتيجه رسيد كه شايد او كتابهايى يا لا اقلّ كتابى در مناقب امام ابو حنيفه، تأليف كرده بوده چه، در جايى مىگويد: «در مناقب امام اعظم ابو حنيفه از پدر خويش به املاء نوشتهام.» (b ٢٣/T ). و در جاى ديگر مىگويد كه او در سخنى منقول از ابو حنيفه ترديدى داشت و براى رفع ترديد از پدر خود سؤال كرد و پدرش آن قول را توجيه كرد (a ١٢٠/T ). و در جاى ديگر گويد: «به املاء نوشتهام از پدر خود خواجه امام ابو بكر قلانسى.» (b ١٣٩/T ) و سپس حديث رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم يادداشت مىكند.
شايد اينگونه پرسشهاى مؤلف از پدرش و يادداشت بردارى از اقوال او دستمايه تأليف كتابى بودند يا اين يادداشت برداريها فقط به رسم فرهنگى و علمى آن زمانه بوده است.
سخنورى مؤلف
قلانسى در سراسر كتاب توجّه داشته است كه آموزشهاى اخلاقى را به كمك اشعار به نحوى جذابتر و جالبتر عرضه كند. از بين سطور كتاب، توجّه عميق و ذوق لطيف شعرى مؤلف به نيكى پيدا است. او در جاى جاى كتاب از شاعران و اشعارشان نقل مىكند، مثلا:
- «فرّخى شاعر به وقتى كه سلطان روى گران كرده بود به وى، قصيدهاى گفت درين معنى.» (a ٩٦/T )
- مؤلف براى شاعرانى كه نامش را نياورده، اصطلاح زيباى «درويشدلان» آورده است. «يكى ازين درويشدلان گفته است ...» (a ١٠٤/T )
مؤلف در يكى از مجالس ادبى سمرقند حضور داشت و در آنجا به مناسبتى چند بيت تازى خواند و از حكيم جوهرى سمرقندى درخواست كه شعرهاى تازى او را به فارسى ترجمه كند. (a ١١١/T )
در كتاب در چندين مورد تك بيتها يا ابيات مسلسل فارسى بدون نام سراينده آمده است. احتمال دارد كه اينگونه اشعار سروده خود مؤلف باشد، مخصوصا اشعار پارسى كه در ترجمه اشعار تازى آمده است. مثلا: ترجمه اشعار ابو الفتح بستى به شعر فارسى (b ١٠٥/T ) و ترجمه منظوم فارسى چهار بيت تازى (a ٧٢/T ).