ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٤٣

گرايش مؤلف به تفسير و توضيح‌

مؤلف اقوال و اخبار مشايخ را ولو اين‌كه به فارسى بوده، توضيح داده است (b ٣٠/T ).

گاهى اگر بيتى مشكل به فارسى نوشته است در توضيح آن مى‌گويد: «پارسى بيت اين بود.» (a ١٠٨/T )

پرهيز از سخن درازى‌

مؤلف در ديباچه، دورى خود از اطاله كلام را اظهار داشته است:

«نخستين چيزى كه بر بنده واجب شود شناخت مولى است .... و اندرين باب علما تصنيف‌هاى بسيار كرده‌اند، من بر آن مشغول نشدم تا سخن دراز نگردد.» (a ٢/T )

باوجوداين، چند حكايت را به تكرار آورده است كه نوعى اطاله كلام است. مثلا حكايتى از رابعه بصريّه سه بار نقل شده است (b ٤١/T ،b ٥٦،a ١٢٢) و بعضى مطالب ديگر نيز مكرّر آمده است. (ر. ك:a ٧٥/T ،a ٩٠)

حرف «و» در آغاز جمله‌ها

مؤلف در موارد متعدد بين دو جمله كامل يا سر جمله حرف «و» مى‌آورد كه نوعى اسلوب نگارش كهن است.[١]

صنعت تجنيس‌

«علم بى‌منفعت چون درخت سپيدار كه هر روز سر برمى‌آرد و هيچ برنيارد.» (a ٨٥/T )

تكرار كلمه‌

- «آسان آسان بدان محل برسد.» (a ٤٦/P )

- «هركه خود را در باطن بلند قدر داند، آسان آسان بدان قدر نرسد.» (a ١٤٦/T )

______________________________
(١). براى مثال‌هايى از اين‌گونه استعمال ر. ك: ترجمه تفسير طبرى، فراهم آمده در زمان سلطنت منصور بن نوح سامانى (٣٥٠- ٣٦٥ ه)؛ مقدمه جلال متينى بر پند پيران، چهل و نه.


[١]. براى مثال‌هايى از اين‌گونه استعمال ر. ك: ترجمه تفسير طبرى، فراهم آمده در زمان سلطنت منصور بن نوح سامانى( ٣٥٠- ٣٦٥ ه)؛ مقدمه جلال متينى بر پند پيران، چهل و نه.