ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٥٢

چه براى تعليل:

«چه چون بنده را توكّل درست گردد، كفايت مولى عزّ و جلّ به حقّ وى پديد آيد.» (a ١١٠/T ) «كه» به معنى «چون»:

«رسول ... در نماز شرفاك كردى كه ديگ رويين بجوشد.» (b ٧٩/T )

«صبر از ايمان چنان است كه سر از تن.» (a ٤٣/T )

«مر+ را» به جاى «براى»:

«مجاهدت سبب است مر رسيدن را به هدايت.» (a ٥/T ؛ «منزلگاه مر آسودن را بود نه مر باشيدن را.» (b ١٦٧/T )

«مگر» به جاى «شايد»:

«سه چيز را پيشه خود گيريد تا مگر حال شما خوب شود.» (b ٥٧/T )

«نخستين» به معنى «نخست»:

«شما نخستين طنبوره‌هاى خويش شكسته‌ايد تا اين كار به دست شما برآيد.» (a ١٦٩/T )

«هرچند» به معنى «هرچه»:

«هرچند شك قوىّ‌تر شود، حرص وى به دنيا زيادت‌تر شود.» (b ٧٢/T )

ويژگى‌هاى دستورى‌

شيوه جمع بستن و تشخيص مفرد و جمع‌

به «ان»:

عربان، كران، گنگان، نابينايان (b ٨١/T )

جمع بستن «خلق» به «ان»:

«خلقان خفته‌اند چون بميرند، بيدار شوند.» (a ١٣/T )؛ و در جاى «خلق» را جمع به كار برده است: «خلق در غفلت‌اند و ليكن نمى‌دانند.» (a ١٣/T )[١]

جمع بستن «شما» به «ان»:

______________________________
(١). مثال‌هايى از اين در روح الارواح، ٦٣، ٥٤٧؛ گزيده، ١٢٩ نيز دارد.


[١]. مثال‌هايى از اين در روح الارواح، ٦٣، ٥٤٧؛ گزيده، ١٢٩ نيز دارد.