ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٩

است كه در فصل «فى طلب العلم» (b ٢٨-b ٨/T ) مطرح شده است، زيرا در آنجا وعده داده بود كه هر يكى ازين مباحث را در «جايگاه» خود خواهد آورد. سپس موضوع را مطرح مى‌كند و بحث لغوى موضوعى را مى‌كند كه سرفصل قرار گرفته است. چون سرفصل‌ها به عربى است، مؤلف اشتقاق كلمات تازى را در منابع پيشينيان جستجو مى‌كند و خود معادل پارسى آنها را مى‌آورد. سپس در توضيح موضوع طرح شده از آيات و اخبار و روايات و حكايات و اقوال مشايخ كمك مى‌گيرد و در آخر فصل معمولا اعلام خاتمه مباحث مى‌كند و همان‌جا به موضوعى كه در فصل بعدى خواهد آمد، اشاره مى‌كند.

اختلاف‌نظر مؤلف با يكى از آراء

مؤلف معمولا درباره موضوعات طرح شده از ابرازنظر شخصى خوددارى كرده است و فقط در يك مورد اختلاف‌نظر خود را اظهار داشته است:

«آن كسان كه چنين پنداشته‌اند كه شرط توكّل آن است كه دست از كسب بازدارى، گفته‌اند كه توكّل به حقّ عيال و ستور و مهمان درست نيايد. و اين سخن نزد من درست نيست، چه توكّل به همه جايها فريضه است ولكن بايد كه به باطن، دل بر كسب بندى، نه آن‌كه دست از كسب بازدارى.» (a ٩٨/T )

ياد از خود

مؤلف نام خود را فقط يك بار در ديباچه كتاب آورده است (b ١/T )، بعد از آن در هر جاى كتاب مى‌خواهد از خود ياد كند، گاهى با صيغه مجهول و گاهى با صيغه اوّل شخص مفرد و گاهى با صيغه اوّل شخص، جمع ياد مى‌كند. چنان‌كه:

- «به اوّل كتاب ياد كرده شده بود.» (a ٥٤/T )

- «اندر سخنان خواجه حكيم دو بيت ديدم.»a ٣٩/T )

- «گفته بوديم كه نيّت ببايد دانستن.» (b ٥٢/T )

- «و معنى همين است كه ياد كرديم.» (a ٥٢/T

- «اين از بهر آن گفتيم.» (a ٥٠/T )