ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٨٥

«فرمود: پاى باشيد و سر مباشيد، چه بسيار بود كه پاى برهد و سر هلاك شود.» و در نسخه‌b ٦٣/P بدين همين عبارت آمده است: «گفت پايه باشيد و سر مباشيد، چه بسيار بود كه ذنب نجات يابد و برهد و سر هلاك شود.» در نسخه‌P به دنبال آن مطلبى در ٩ سطر دارد و به پايان مى‌رسد يعنى ترتيب فصول نسخه مسجد دون شى وP همسان است، ولى‌T چنين نيست. (ر. ك:

ترتيب فصول، در همين مقدّمه).

٢- كتابخانه دانشكده مطالعات شرق‌شناسى (yrarbiL seidutS latneirO fo ytlucaF)، دانشگاه پكن، دو نسخه دارد. مرحوم محمّد تقى دانش‌پژوه در سفر خود به چين (خرداد ١٣٥٩) يكى از اين دو نسخه را ديده و آن را چنين توصيف كرده است:

«ارشاد در اخلاق عرفانى بنام علم معرفت و وعظ از ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد قلانسى نسفى (نخشبى) كه در آن از مثنوى سروده پدرش (خواجه امام پدرم) به نام آفرين‌نامه ياد كرده و چند بيتى از آن آورده است.[١] هم‌چنين ياد كرده است از حكيم ترمذى و ابو اسحاق بشاغرى. در آن ديده مى‌شود فصل فى علم المعرفة: نخستين چيزى كه بر بنده واجب شده است ... فصل و ببايد دانستن كه علم بامنفعت بود و بى منفعت.

آغاز: بسمله. حمدله ... الطّاهرين. مى‌گويد خواجه امام زاهد خطيب ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد القلانسى النسفى- رحمة اللّه و غفر له و لوالديه- كه بعضى از دوستان و ياران خواستند كه آن‌چه مرا از علم معرفت و وعظ معلوم شده از كتب پراكنده و از پدر خويش و از استادان بزرگ- رحمهم اللّه- بر طريق املاء چيزى جمع كنم تا مر ايشان را فايده بود.

به نسخ چينى، سده ١٢ ه، در كاغذ نازك و يك رويه و معرّب در عربيها، ١٥ س، رحلى.»[٢]

استاد ايرج افشار نيز در هم صحبتى با مرحوم محمّد تقى دانش‌پژوه نسخه‌هايى از كتاب‌

______________________________
(١). در اينجا استاد دانش‌پژوه را سهوى واقع شده است و استاد ايرج افشار نيز به آن لغزش دچار شد [ر. ك:

دنباله مقدمه.] مؤلف نگفته كه پدرش سراينده آفرين‌نامه است، بلكه گفته كه پدرش در كودكى او را ابياتى از آفرين‌نامه ابو شكور بلخى ياد مى‌داد.

(٢). نسخه‌هاى خطّى، نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، تهران، ١٣٦٢ ش، دفتر ١١- ١٢، ص ١٧- ١٠١٦.


[١]. در اينجا استاد دانش‌پژوه را سهوى واقع شده است و استاد ايرج افشار نيز به آن لغزش دچار شد[ ر. ك:

دنباله مقدمه.] مؤلف نگفته كه پدرش سراينده آفرين‌نامه است، بلكه گفته كه پدرش در كودكى او را ابياتى از آفرين‌نامه ابو شكور بلخى ياد مى‌داد.

[٢]. نسخه‌هاى خطّى، نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، تهران، ١٣٦٢ ش، دفتر ١١- ١٢، ص ١٧- ١٠١٦.