ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٤٠
استناد به صحف كهن، كتب آسمانى پيشينيان، احاديث قدسى
مؤلف در چندين مورد به كتابهاى آسمانى پيشينيان استناد كرده يا فرمودههاى خداوند تعالى را به زبان عربى آورده كه در قرآن مجيد نيست و احاديث قدسى به شمار مىآيد. مثلا:
- «مولى عزّ و جلّ در كتب پيشينيان چنين فرموده است.» (a ٨/T )
- «اللّه تعالى در كتب پيشينيان چنين فرموده است.» (b،a ٤١/T ) و آنگاه عبارت عربى آورده است.[١]
- قول حضرت عيسى- عليه السّلام- را نيز به زبان عربى آورده است. (a ٢٦/T )
استناد به نوشتههاى تازى
مؤلف به مناسبتهاى گوناگون براى تأييد و تأكيد و زيبا ساختن مطالب در جاى جاى كتاب به آيات قرآنى، احاديث نبوى، اخبار مشايخ، اقوال بزرگان، ضربالمثلها و اشعار تازى استناد كرده است. (ر. ك: فهرستها در خاتمه كتاب).
استناد به روايتها
مؤلف در مواردى متعدد به روايات بزرگان استناد كرده و از قول بزرگى، روايتى از بزرگى ديگر را آورده است. گاهى به ذهن خواننده خطور مىكند كه شايد راوى، روايت مذكور را مستقيما از مروى عنه شنيده است. ولى اينگونه «روايت كردن» الزاما به اين معنى نيست كه آن بزرگوار روايت را بىواسطه از همانكس شنيده است، بلكه نقل قول محض است، زيرا فاصله طولانى زمانى ميان آن دو بزرگوار، ارتباط مستقيم را نفى مىكند. به اين چند مثال توجه فرماييد:
- «پدر من- رحمة اللّه عليه- به املاء روايت كرد از لقمان حكيم.» (a ٣٤/T )
- «پدر من- رحمة اللّه عليه- روايت كردى از رسول عليه السّلام.» (a ١٥٠/T )
بقيه روايات را نيز بايد با درنظر داشتن زمان راوى و مروى عنه سنجيد. مثل:
______________________________
(١).
نيز ر. ك:a ٧٤/T ؛a ١٠٥؛b ١٥٦؛b ٣٠/P ..
[١]. نيز ر. ك:a ٧٤/T ؛a ١٠٥؛b ١٥٦؛b ٣٠/P --