ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٥٥

وجه مصدرى كامل‌

نمونه‌هاى متعدد از وجه مصدرى كامل (آوردن فعل كامل در وسط جمله يا در خاتمه جمله) در اين كتاب ديده مى‌شود كه كاملا با ديگر متون كهن اين دوره هماهنگ است.[١] در اينجا فقط به يك نمونه اكتفا شده است:

«هرچه بر دل بنده بگذرد، آن را از مولى تعالى بايد ديدن، اگر ياد طاعت گذرد استقامت بايد خواستن، تا توفيق دهد تا بتوانى كردن و اگر با معصيت گذرد به مولى عزّ و جلّ ببايد اندخسيدن تا نگاه دارد.» (a ٧/T )

افزودن «ى» مصدرى بر كلمات عربى «حريصى به دنيا عقوبت شكّ است ... حريصى بدتر از درويشى است.» (b ٧٢/T )

«فارغى از كار نشان كاهلى است و فارغى اندر كار نشان بسند كارى است.» (b ٩٨/T )

افزودن «ى» مصدرى بر كلمات فارسى:

پرهيزى.

«اين از بسيارى امّيد است.» (a ٤٩/T )؛ «بسيارى امّيد بنده به رحمت مولى.» (a ٤٩/T )؛ «بهترى من اندرين حال بود.» (b ٤٢/T )

گاهى اضافه «ى» براى زينت يا براى كسره به نظر مى‌آيد:

«بسيارى بگريستند.» (b ١٤٨/T )؛ «رنجى زيادتى بر وى ننهند.» (b ٢٧/T )

حاصل مصدر فارسى:

«حال پسنديده آن بود كه بنده را توانش با دانش يار گردد.» (a ٧٨/T )؛ «بهشت جاى باشش ايشان نخواهد بود.» (b ١٢٦/T )؛ «به ورزش پنجاه هزار دينار مشغول نشود.» (a ٧٣/T )؛ هركه را دوستى اين جهان بر دل چيره گشت، ورزش وى مر اسباب آن جهان را همه از بهر اين جهان بود.» (a ٦٧/T )

مؤلف حاصل مصدر «گروش» (از گرويدن) را در سراسر كتاب فراوان به كار برده است.

استعمال «يت» مصدرى‌

______________________________
(١). براى مثال‌هايى از اين‌گونه افعال ر. ك: محمد رضا شفيعى كدكنى، راهنماى كتاب، تهران، ٩/ ٢٩٦- ٢٩٧؛ مقدمه محمد روشن، جنگنامه حضرت سيد جلال الدين اشرف، ص ١٥.


[١]. براى مثال‌هايى از اين‌گونه افعال ر. ك: محمد رضا شفيعى كدكنى، راهنماى كتاب، تهران، ٩/ ٢٩٦- ٢٩٧؛ مقدمه محمد روشن، جنگنامه حضرت سيد جلال الدين اشرف، ص ١٥.