ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٦
ارشاد از چندين لحاظ متنى مهمّ است در تاريخ هزارساله زبان و ادبيات فارسى درى.
يكى از لحاظ داشتن افعال كهن فارسى درى كه امروز متروك شده است؛ ديگرى در برداشتن اصطلاحات ناب فارسى در برابر اصطلاحات تازى، سه ديگر حفظ و نقل برخى قطعات شعر از قديمترين سخنگويان بنام فارسى همچون رودكى، ابو شكور بلخى و فرّخى و آوردن ابياتى از شعراى گمنام فارسى مثل منصور ابدال/ منصور ابدلان، جوهرى سمرقندى و قانع نخشبى و غيره. حضرت استاد شفيعى كدكنى وقتى اشعار رودكى را در اين كتاب ديد، فرمودند: «امروز اگر يك بيت تازه از رودكى پيدا شود، برابر است با پيدا شدن ديوان شاعرى از قرنهاى متأخر!!!»
بايسته بود كه اين كتاب، زودتر از اين چاپ مىشد و شايسته بود كه به همّت استادى تصحيح مىشد كه سبكشناس نثر فارسى درى باشد و تاريخ تطوّر زبان فارسى و تحوّلات دستورى و زبانى را بشناسد و گونه زبان فارسى ماوراء النّهر را نيك بداند. ولى شايد اين خدمت، نصيب من بوده كه كهنه كتابى در اخلاق دينى و عرفانى يا به قول مؤلف در «علم معرفت و وعظ» را پيشكش دوستان قلمرو فارسى زبان و فارسىدان كنم.
تصحيح چنين متنى كهن با حفظ اصالت زبانى آن- كه گاهى تغيير يك كلمه در آن مىتواند مدار زبانشناسان را جابهجا كند- براى نگارنده اين سطور- كه نه اهل زبانم و نه سبكشناس و نه آگاه از نكات زبان و دستورى- بس دشوار بود. مزيد بر آن، در كتابخانههاى اسلامآباد، منابعى يافت نمىشد كه بتوان به كمك آنها گرههاى كور متن فارسى قرن پنجم ماوراء النّهر را گشود. انصافا اگر راهنمايىهاى استادان فاضل و يارىهاى دوستان مخلص شامل حال من نمىبود، از پس اين كار بزرگ به تنهايى بر نمىآمدم. در اينجا واجب مىدانم كه از يكايك آنان سپاسگزارى كنم:
در سفرهايم به تهران و مشهد در ١٣٨٢ و ١٣٨٣ و ١٣٨٥ ه. ش، اوراق اين كتاب را در محضر استاد ايرجفشار، دكتر محمّد رضا شفيعى كدكنى و استاد نجيب مايل هروى خواندم و هر پرسشى كه داشتم، اين بزرگواران از راهنمايى و پاسخ دادن دريغ نفرمودند.