ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٦٠
دوستر به جاى دوستتر (b ١٢٠/T )
رحم به جاى رحمة اللّه عليه (a ٨٧/T ) كه شايد از كاتب باشد.
كرا به جاى كه را، در جاهاى متعدّد آمده است.
نكو به جاى نيكو (b ١٤٧/T )
نگوسار به جاى نگونسار (a ١٥٦/T )
ورا به جاى او را/ وى را، در جاهاى متعدد.
ساختن افعال/ صرف افعال
مضارع بجاى آينده
«هريكى را ازين معاملتها به جاى وى ياد كنيم [: ياد خواهيم كرد].» (a ١٢/T )
«بيان اين به جايگاه او گفته شود (: گفته خواهد شد) ان شاء اللّه تعالى.» (a ١٣/T )
مضارع التزامى به جاى مضارع اخبارى:
«بپرسيد از آن كسان كه بدانند اگر شما نمىدانيد.» (a ٩/T )
«دست به اسباب اندر زدهدارى.» (a ٩٨/T )
جمع مضارع و ماضى:
«هركه فريضههاى مولى تعالى را دست باز دارد از امان وى بيرون آمد [: آيد] ... هركه از سنّتهاى رسول عليه السّلام دست باز دارد از شفاعت رسول عليه السّلام بىبهره گشت [: گردد].» (b ٤٤/T )
برخى صيغه مضارع از فعلهاى كماستعمال:
از «بودن»:
بيشترين استعمال صيغه مضارع در اين كتاب از مصدر «بودن» ديده مىشود:
«آنكسان كه به گناه خويش مقرّ بوند.» (a ١١/T )؛
«كسى را اسب تندر بوده بود.» (b ١٠٢/T )
از «زيستن»:
«كسى بود كه گردن پست دارد و به تواضع زيد.» (b ١٤٦/T )؛